Tuesday, February 14, 2006

نظری به پيشينه تاريخ مرزبندی محيط جغرافيائی افغانستان
سید احمد شاه دولتی فاریابی

****************************
به شواهد تارپخی افغانستان اززمان به قد رت رسيدن امير دوست محمدخان درسال ۱۸۳۴ميلادی وابسته به استعمار انگليس بوده است ۰دوست محمدخان كه د رتاريخ بنام مؤسس امارت قبيلهُ خاندان محمد زئی ها ياد گرديده د رزمان امارتش كشور را بين پسران خود تقيسمات كرده بود ، شايد د رنظر داشت افغانستان را مطابق به سيستم ادارهُ انگلیس د رهند كه به راجه هاونواب هاكه بصفت گورنرد ر ولایات مستقلا نه كار میكردصلاحیت اجرائی داده باحكو مت مر كزی هند كه وایسرا نامیده میشد وابسته ساخته ، تا بع امر ونهی اوگردانیده بود ،اداره نمايد، اميردوست محمدخان نسبت وابسته گی به انگليس ها كه نميخواستند او بحيث اميرد رمحور حاكمان ولايات كه همه ازجملهُ پسران خودش بود قرار داشته باتامين رابطه های مستحكم با اقوام وقبايل ساكن د ركشورهمبسته گی ملی بوجود بيا ورد ود رآينده ها با تكيه به قوت مردم د رمقابل امپراتوری انگلیس مزاحمت ايجاد نمايد وازتحت كنترول خارج گردد، ازهمين سبب بوده كه امير دوست محمد خان را ازحملات احتمالی امپراتوری تزاری برحذرد ا شته اورا تحت الحمايهُ خود قرار داده بود ۰د رآنزمان كه قانون جنگل حكمفرما بود ه زور كمزور را می بلعيد ،امیردوست محمدخان خاموش ومطیع بودن را پيشه كرده بود زیرا درآ نزمانه ها ضرب المثلهای پسيفـيستی مثل مشت ودروش برابر نیست ، شوله ئيته بخور پرده ئيته بكن وامثال آ ن وجود داشت كه خصلت های پسيفيزم و تسليم طلبی را د رنهاد افراد ملايم طينتی چون امير دوست محمدخان تقويه مينمود ، استعمار گران انگليس باد رك ضعيف النفسی امير، افغانستان راتقريبآ زپر فرمان خود احساس مينمود و آن رابمثابه منطقهُ حايل بين امپراتوی تزاری وانگليسی می پنداشت وبارها اعلام نموده بود كه افغانستان د روازهُ ورودی روسيه به داخل هند برتانوی بشمار ميرود ، ازهمين لحاظ انگليس ها د رطول تاريخ مداخلاتش د رامور افغانستان به فكر منسدد نگهداشتن راه های سوق الجيشی قشون روسها بسوی هند برتانوی بوده است مخصوصآ د رزمان امير دوست محمدخان كه تازه جای پائی برای خود د رافغانستان تدارك ديده بود افغانستان راتقريبآ جزء قلمرو خويش محسوب مينمود چناچه طبق نوشته های تاريخی د رحقيقت التواريخ و افغانستان د رمسيرتاريخ ، انگليس ها بتاريخ ۱۷اوكتوبر سال ۱۸۷۲ميلادی بيدون اينكه به امير وقعی قايل شده باشد ازطرف وزارت خارجهُ انگليس سرحدات افغانستان با روسیه به شرح ذیل تعین وتثبيت گرديده ياد داشتی د راين زمينه منتشر گرديده بود :
اول ـ بدخشان باواخان ازسر قول تامحل اتصال رود كوكچه ، د ريای آمو ياد ريای پنجده ) اگرچه دريای ٱمود رسا ل ۱۷۸۰ميلادی بين پاد شاه بخارا و تيمور شاه ، سرحد بين افغانستان وٱسيای ميانه تعين گرديده بود ، تيمورشاه د رسال ۱۷۷۲پس از د رگذشت پدرش احمدشاه بابا زمام اموررا بدست گرفته بود) ۰
دوم ـ سرحد شمالی افغانستان ازمناطق قندز ، خلم وبلخ ازمنطقهُ اتصال كوكچه تابندر خواجه صالح ۰
سوم ـ مناطق آقچه ، سرپل ، ميمنه ، شبرغان ، واندخوی كه آخرين انتهای سرحدشمالی افغانستان وماورای آن به قبايل آزاد توزكان قراردارد ) توزكان بمعنی معدن نمك است كه بين ولسوالی های اندخوی ودولت آباد فاریاب قراردارد . چهارم ـ سرحد غربی افغانستان بين مناطق هرات ومنطقه خراسان واضح بوده حاجت تذكار ندارد ۰ يك يادآوری لازمی : ايران تا سال ۱۹۵۷ميلادی گاهی بنام فارس وگاهی بنام خراسان يادميگرديد ، د رسال۱۳۳۶خورشيدی مطابق ۱۹۵۷ ميلادی رضا پهلوی پادشاه ايران به سازمان ملل متحد مكتوبی پیشنهاد ارايه نمود كه د رآ ن منظوری تغير نام فارس به ايران تقاضاگرديده بود ، ملل متحد باملاحظه سوابق تاريخی كه سرزمين ايران ، افغانستان وقسمتی ازآسيای ميانه د رگذشته های دور بنام های ( ايريا ، ايريانا ، آريا نا) ياد ميشد موضوع را به حكومت شاهی افغانستان نوشت وتصريح نمود كه دراين خصوص ابراز نظرنمايد ، رژپم شاهی ونويسنده گان د ربا راو به اهميت تاريخی اين موضوع ارجی قايل نگرديده به آن ابراز موافقه نمود ند ، بعدآ هيئتی نیز ازافغانستان به مراسم نام گذ اری وتعديل نام فارس به ايران ، دعوت شد ۰ داكتراكرم عثمان نويسنده معروف افغانستان نيزكه فعلا د رسويدن د رلباس پناهنده سياسی امرارحيات مينمايد د رآن وقت د ردانشگاه زبان واد بيات د رتهران محصل بود ه باسايرين د راين مراسم شركت نموده بود ، پس ازتعديل نام فارس به ايران د ريك هجوم فرهنگی دانشمند ان ومؤرخين ايران جديد آنچه د رسرزمين آريانا د رطول قرن ها وسده ها اتفاق افتاده قدامت تاريخی كشوررا به اثبات ميرسانيد باشاهد كشيدن كتيبه ها واثار باستانی آريائی ها كه اكنون ايرانی هاخود را سلاله آريائی وميراث خور آن قلمد اد میكرد ند بيدون احساس مسؤليت بنام ايران وايرانی ها نوشتند ، مدارك ومستندات خويشرا باتزوير روشن بزعم خود قويتر ساختند كه به اذ هان افرادكم معلومات بگونه حقيقت جلوه گرشده باگذشت سده ها وقرون ممكن است آ نهارا به اهداف ناسيوناليستی شان قرين سازد ، د رافغانستان نيز تعدادی از روشنفكران آنچه حقيقت بود د رمقابل نوشته های ايرانی ها نوشتند اماازطرف كميسيون سانسورنشراتی رژیم شاهی افغانستان بنام خلاف پاليسی ودلايل نابخردانه ديگر اقبال چاپ نيافت وعرصه برای تاخت تاز ايرانيها همچنان مساعد باقيماند ۰
به شواهد تاريخی زمانيكه د رسال ۱۸۹۳سرحد ات جنوب افغانستان توسط مارتيمورديورند وزير خارجه هند بر تانوی تعين گرديد زمزمه های واكنش جدی د رمقابل آن د رميان قبایل دوسوی سرحد، انگليس هارا مشوش ساخته بود ، بقول مرحوم غبار سردار شيريند ل خان والی پكتيا به امير عبد الرحمن خان نوشته بود : سران قبايل ما ورای سرحدبه نماينده گی از قبایلی ها ميگويند ما اتباع افغانستان بوديم وهستيم ، مارا ازقلمرو انگليس ها جدا وبه افغانستان منضم نمائيد ۰۰۰۰ اميرعبد الرحمن خان جواب داده بود : امير محمد يعقوب خان علاقه كرم ) kurm ( رابه دولت انگليس گذاشته است من نميتوانم باانگليس طرف شوم ، شماخود ميتوانید جدائی خود را ازانگليس بدست بياوريد همچنان د رسال ۱۸۹۰میلادی باشنيدن شايعات جداسازی قبايلی ها با كشيدن خط مرزی۱۴۶نفرنماينده گان قبايل افريدی به كابل آمده د رباره حمله بر قشله های عسكری سرحدی انگليس ازعبدالرحمن خان رهنمائی خواسته بود ند مگر امير ازصحبت د راين باب خود داری نموده بود ۰ طبق مستند ا ت تاريخی نوروزخان رئيس قبيله بلوچ تا سال ۱۸۹۳به علامت وابسته گی به حكومت افغانستان همه ساله يكتعداد شتر همراه با دوشاب به د ربار كابل ميفرستاد اما امير عبدالرحمن خان ازحمايت آنها رسمآ خود داری ميكرد واين بدان معنی بود كه قبايلی ها مجبوربه اطاعت ازانگليسهاشوند ۰ د رمنعكسات افغانستان د رمسیر تاريخ آمده است :انگيسها ازچند نفر بی وطن ، چند قطعه خط ونوشته را بطور اسناد وقباله بدست آورده بنام سند حمايت ازطرح پلان ونقشه مرزبندی جنوب افغانستان برای مارتيموردپورند رئيس هيئت مرزبندی انگليس كه درعين حال وزيرخارجه هند برتانوی نيزبود داده بود ند كه آنرا، مار تيمور د يورند اسناد اطاعت سران قبا يل بونير، صوات ، باجور ، وزيری وغيره به اميرعبد الرحمن خان داده بود تا د رصورت طرف اعتراض واقع شدن ، آنرا به معترضين نشان داده اززيربار مسؤليت خود رابكشد ۰ اينگونه همكاريهای متقابل بين انگليس ها واميرافغانستان نمونه های بارزوابسته گی عبدالرحمن خان بابزرگان انگليس رانشان ميدهد ۰ مارتيمور ديورند كه د ررآس يك هيئت با۳۲۴نفر عمله وفعله به كابل آمده مدت چهل روز به بهانه مذاكره د رباره مرزبندی جنوب افغانستان د رقصر چهل ستون كه د رآن زمان حيثيت هوتل انتركانتينينتال راداشت اقامت گزيده بود۰ پس ازتوافقات احتمالا سری بين اميرعبد الرحمن ودورند هيئت انگليس نقشه وپلان خودرا پيش كشيد وبه خاطر فرونشا ند ن واكنشهای احتمالی مردم افغانستان وقبايلی ها بالهجه تهد يد آميز مغاير اخلاق ديپلوماتيك اظهار داشت :سواد عهد نامه ونقشه مرزجنوب افغانستان راماترتيب دا ده ئيم بايست به آن موافقه وامضاگذاشته شود د رغير اين صورت ، مناسبات د ولتين انگليس وافغانستان قطع خواهد گرديد ۰احتملاهمه خا موش بودند ويارای اظهار نظر رانداشتند زيرا مجال سخن گفتن د رآغاز صحبت ازحاضرین گرفته شده بود ۰يگانه شخصيكه نخست جنبيد امير عبدالرحمن خان بود كه سواد عهد نامه ونقشه تهيه شده ازسوی انگليسهارا باپيشانی بازامضانمود ۰تمديد اين خط سياه را برای جداسازی قبايلی ها كه دارای زبان ونژاد مشترك بودند مجازشمرد وآتش نفاق را باكبريت انگليس د رمنطقه بيباكانه روشن نمود ، بعد ازامضای اين سند محكوميت تاريخی اش، اميرعبدالرحمن خان كه د رحقیقت به خط ديورند صبغه رسميت ومشروعيت بخشيده بود عده يی از اشراف واعيان د ربا ر را جمع كرد وبيانيه داد واز تعين گر ديدن حدود مرزی بين قلمرو افغانستان و هند بر تانوی باخور سندی ياد آوری نمود اماهيچوقت ازطرف مردم افغانستان وقبايلی ها پذ يرفته نشد واين خط مرزی را نسبت دخيل نبودن اراده مردم كشور وقبايلی ها بنا خط ديورند ياد نمود ند كه هنوز به همين اسم ياد ميگردد كه مبين تحميلی وغيرقابل قبول بودن آنرا مير ساند ، اذهمان آغاز تا شروع جهاد عليه شوروی هاد رسال۱۹۸۰ ميلادی برهبری امريكا ومتحد ين غربی او صدها نفرازباشنده گان دوطرف اين خط ، قربانی آرزوهای همبستگی قومی شد ند ۰ ازسال ۱۹۸۰تا سقوط رژيم نامطلوب طالبان نسبت تداوم جنگ د رافغانستان مسئله چگونگی خط ديورند زيرپرده تشنجات سياسی نظامی د رحالت استـتـار بود كه مجال زبان كشودن روی مسئله خط ديورند رانيافته بود ند پس ازرويكارگرديدن حكومت به همكاری بين الـملـلی د رافغانستان د رماه دسامبر سال ۲۰۰۱ميلادی، د رپهلوی شگفتن آرزوها د رمورد ختم جنگ ورسيدن به بهزيستی د رحد يقه قلوب مردم د رافغانستان و قبايل دوسوی خط ديورند نيزگلهای آرزوهای ديرينه آزاد زيستن به شگوفه نشست این اميد واری ها بارويكار شدن رئيس جمهورانتخابی باآنكه باتقلب وتخلف همراه بود ريشه گرفت ود رآستانه تشكيل پارالمان انتخابی مردم افغانستان ، قبايلی ها به اميد به ثمر نشستن آرزوهايشان د رپايان بخشيدن به منازعه خط ديورند نشسته اند وهنوزچشم اميد بسوی بزرگان وتصميم گيرنده گان د رمجلس نماينده گان دوخته اند ۰ برخی از شخصيت های افغان مثل رفيع وديگران د رجريان مصاحبه های شان بارسانه هاد رگذشته بارها گفته اند كه حل قضيهُ خط ديورند مربوط به پارالمان كشوراست ، امابيدون اخذموافقهُ مقامات ذ ينفع در اين قضيه هر گونه فيصله پارالمان افغانستان مانند فيصله های پيشين عقيم خواهد ماند وبه ثمر نخواهد نشست ۰ پيشنهاد مشخص من برای خاتمه بخشيدن به مسئله منازعه بار، خط ديورند اين است كه بايست يك اجلاس مشتر ك باسهم گيری نماينده ملل متحد ، افغانستان ، پاكستان ، اتحاديه اروپا، ايا لات متحده امريكا ، وهمچنان نماينده هائی به عنوان ناظر ازكشور های روسيه ، چين ، هند ، ايران ، تاجيكستان ، اوزبيكستان و توركمنستان منحيث كشورهای همسايه ومنطقه تدارك ديده شود ۰ تمام اسناد ومدارك مربوط به قضيه مرزبندی جنوب افغانستان مطالعه وبررسی گردد ،از مجموع اسناد طرفين ذ يد خل در اين قضيه كه طبعآ افغانستان وپاكستا ن خواهد بود ،مؤثقترين ، قابل قبولترين شجرات جانبين جمع بندی وتصاميم لازم بصورت مشخص وقاطع اتخاذ وفيصله د رمورد حدبخشی ومرزبندی بين پاكستان وافغانستان صاد ر گردد ، علاوه بركاپی های اين فيصله كه ازنظر افغانستان وپاكستان بسيار مهم خواهد بود يك كاپی اين سند تاريخی وجغرافيا ئی بمثابه اسناد بين الـملـلی د رآرشيفگاه ملل متحد نيز حفظ گردد ، تابه اين مسئله منا زعه زا ، برای هميش نقطهُ پایان گذاشته شود ۰
پايان ( ۲۳ / ۱۰ / ۲۰۰۵ ميلادی ۰ Email :
sasdolati@hotmail.com

Monday, February 13, 2006

حاکمیت تورک تبا ران درآ سیا واروپا

شانزده قرن حاکمیت تورک تباران درآسیا واروپا
ا
ازسید احمد شا ه د و لتی فاریا بی

*************************************
خطهُ افغانستان امروزی ازصدهاسال قبل ازمیلاد مسیح بنام آریانامسمٰی بودكه بعدها بنام باكتریایادشده وازقرن سوم میلادمسیح به بعد بنام خراسان یادگردیده است كه جای طلوع خورشید وسرزمین آفتابی معنی دارد وازسال ۱۷۴۷تاامروزبنام افغانستان یادمیگردد ۰
*****************************************************************************************************

براعظم آسیا قدیمی ترین خطهُ است كه پس ازدوران یخبندان وطوفان نوح برای زیست و تكثرانسانها مساعد گردیده است كه دران زمان قارهُ اروپا وآسترلیا هنوززیرآب بوده ازوجود امریكا واریقااطلاعی دردست نبوده است . آذربایجانی هادر باكو، نخجوان وسایرشهرهای ٱن هنوزنظربه اسطوره ها وادب فولكلور خویش معتقد اند كه 0 0 0 4 سال قبل از میلاد مسیح وقتی طوفان نوح فروكش نمود حضرت نوح باهمراهانش ازكشتی دركوه قفقازودرمنطقهُ نخجوان پیاده شد ۰۰ازاین سبب نخجوان نخستین استراحتگاه معنی دارد ۰ مسیحیان معتقد اند كه طوفان نوح 0 0 0 6 سال ل قبل رخداده است امابه روشنی نمیفهمند كه ششهزار سال قبل ازمیلاد این طوفان رخداده ویا قبل ازامروزاست ۰ تاریخ نشان میدهد كه در براعظم آسیا اقوام مختلف زنده گی داشته درآخرین مراحل كمون اولیه گاه گاهی برای تسلط یافتن به سرزمین های خوش آب وهوا ، شكار گاه ها، منابع سرشار طبیعی وسرسبز میجنگیده اند وگاهی نسبت شكست ویابمنظورقبضه نمودن بیشتر آنچه به نظرشان مطلوب بود اقدام به مهاجرتهاكرده ازیك منطقه به منطقهُ دیگروازمنطقهُ قبلی شان به مناطق تازه رفته مسكن گزیده اند ودر بعضی مواقع با آنهائیكه مانع سكونت واشغال منطقه شده اند با چوب وتیاق جنگیده اند ۰ دراین زمان البته كه قانون جنگل حكمفرما بوده و همه چیز تابع اراده زورمندان بود وقراردادهای اجتماعی بنام قانون هنوز عرض وجود نكرده حس مالكیت وحاكمیت سیاسی درحال شكلگیری وقوام بوده است ازهمین سبب ، اگر سركردهُ یك قوم یاقبیله یی منطقه ومكانی راكه برای قبیله اش بهترومطلوب تشخیص میداد باتمام نیرو به ٱن میچسپید ۰ طبق شهادت تاریخ بسیاری ازجنگها بین قبایل گوناگون درمناطق مختلف جهان بخاطر انداختن رحل اقامت دایمی درمراتع مطلوب ، توسعهُ ملكیت ، جذ ب وهضم قبیله یاقبایل كوچك بمنظور اتساع قبیلهُ خودش صورت گرفته است كه از آن زمان تاحال دركشورهای عقب نگهداشته شده مثل افغانستان وكشورهای در حال توسعه مثل ایران و د رگوشه وكنارجهان همین بی خاصیتی هنوز به قوت خود باقی است ۰ نقش تورك تباران د رآسیا : ذكراحوال و مراودات تمام اقوام ساكن د رآسیاازحوصله این مقال بیرون است لهٰذ صرفٱ د ربارهُ اقوام وقبایلی كه د رٱسیای مركزی ، باكتریا ، ماد وفارس ، بین النهرین ، ماورالنهر، زنده گی كرده اند وهنوز سلا لهُ آنها د راین سرزمین هابحیث بومی های این سرزمین حیات بسر می برند مختصر مطالبی ارایه میگرد د : باكتریاكه بعضٱ بخدی نوشته شده به روایت تاریخی عبارت از ایالت بلخ واقع د رشمال افغانستان امروزی است ۰ بین النهرین عبارت ازمناطق وكشورهای موجود د رمیان بحیرهُ مدیترانه وخلیج عربی است كه بنام خلیج فارس مشهورشده است ۰ ماورا اُلنهر مناطق مربوط به آسیای مركزی است كه د رمیان سیحون وجیحون وشرق ٱن واقع است ۰ سیحون عبارت ازبحیرهُ سیاه است ، آب این بحیره سیاه به نظرمیرسد اما سیاه نیست صاف است ۰ جیحون عبارت از بحیرهُ خضراست ، نسبت ٱنكه رنگ آب آن سبز به نظر میرسد ٱنرا عرب ها خضرمسمٰی نموده اند ۰ اماایرانیهابخاطررهائی ازاسارت فرهنگ عربی آنرابصورت (خزر) مینویسند كه همان صفت سبزرنگ بودن آب بحیرهُ خضر رانمیرساند ، بحیرهُ خضررا بحیرهُ كسپین نیزمیگویند ۰ نزدیك به1000 سال قبل ازمیلادمسیح مطرحترین منطقه د رٱسیا چین و هند د رشرق وجنوب شرق ، باكتریا د ر شمال كوه هندو كش ، بابل ونینوا د رسرزمین عراق كنونی ، یوروسلیم (بیت المقدس امروزی) صدوم)سرزمین امروزی مصر( ماد وفارس )سرزمین ایران امروزی( د ربین النهرین بوده است ۰ تاریخ نگاران وپژوهشگران به اتكای اسطوره هاوادبیات فولكلورباختریان نگاشته اند ذردشت د رآغاز قرن هشتم میلادی دردامنهُ كوه البرز د ربخدی متولد وبزرگ گردیده ، اندیشه های رهبرانه ورهنمودی او د ربخدی شكل گرفته وبه جهان دیگر گستررش یافته است ۰ د رآن آوان مردمان باكتریا ، مناطق ماورا اُلنهربشمول ماورای قبقاز بخصوص آذربایجان ونخجوان ، مادوفارس ، بین النهرین ، چین وهند قریب به اكثریت پیرو آئین ذ ردشت بوده اند حتٰی تاظهور اسلام واستیلای عرب ائین ذ ردشتی د راین جاها قویٱ وجود داشته است ۰ ذرد شت هم عصر با حزقیا واشعیانبی ودانیال پیشوای یهودیان بوده است ، افلاطون نیز كمی بعد ترازذردشت بدنیا آمده سر آمد روزگار شده است ۰ از ذردشت علاوه ازدساتیر فارمول بندی شده مثل (رفتار نیك ، پندارنیک ،كردار نیك) افسانه های عقیده تی نیز میراث مانده است كه میگویند ذ ردشت معتقد بود آتش زایل كنندهُ تمام آنچه برای انسان مضراست میباشد ۰ مثلا سرگین حیوانات ویاهر آنچه آلوده است اگر به آتش بسوزد پاك میگر د د ) به عقیدهُ ذردشت خاكستر تازهُ آتش حرام نبوده است )۰
امـپراطوری تورک تبار ها درآریانا.خراسان یا افغانستان امروزی:
ــ كوشانی هاازسال40 میلادی تا 220 میلادی مد ت 180 سال ۰
ــ یفتلی ها از425 تا 566 میلادی مدت 141 سال۰
ــ تگین شاهان از566 تا630 مد ت 136 سال۰
ـ ابومسلم خراسانی متولد د ر) انبارولایت سرپل كنونی واقع د رجنوب جوزجان( از740 تا752 میلادی ۰ مدت 12 سال درهمكاری باعباسیان گلیم اموی هارا ازخراسان وبغداد برچید۰
ـ سلطان محمود غزنوی واولاداوازسال 962 تا 1148 میلادی مد ت 186 سال ۰
ــ سلجوقی ها ازسال1038 تا 1153 میلادی مد ت 115 سال ۰ ــ خوارزم شاهیان از1214 تا 1219مد ت5 سال ۰
ــ تموچین پسریسوكا معروف به چنگیزكه شاهنشاه معنی دارد بااحفادش از1202 تا 1245میلاد= 33 سال ۰
ــ تیموركورگن كه مخالفینش به تیمورلنگ شهرت داده اند از1345 تا 1404 میلا دی مد ت 59 سال ۰ ــ شاهرخ پسرتیموركورگن از1404 تا 1446 میلادی مدت 40 سال ۰
ــ الوغ بیگ پسرشاهرخ از1446 تا1449 مدت 3 سال ۰
ــ سلطان حسین میرزا بن غیاث الدین منصوربن میرزابایقرا بن عمرشیخ بن امیرتیمور درسال1438 د رهرات متولد ود رسال1458 به حكومت جرجان ومازندران ود رسال1471 به امارت هرات رسید امیرعلی شیرنوائی را بحیث وزیرفرهنگ ومشاور خود برگزید د رآن وقت قلعهُ اختیارالدین هرات ارگ شاهی بود سلطان حسین بایقراد رسال 1505 میلادی بشمول امارتش د رجرجان ومازندران پس از 67 سال سلطنت د رهرات چشم ازجهان فروبست ۰
ـ سلطان ابوسعید پسر میران شاه كواسهُ تیموركورگن از1450 تا 1468 میلادی مدت18 سال ۰ ــ بدیع الزمان ومظفرحسین پسران سلطان حسین بایقرا از1505 تا1512 میلادی مدت 7 سال ۰ ــ شیبانی ها د رثمرقند وافغانستان از1500 تا 1599 میلادی مد ت 99 سال۰ )محمد شیبانی ازاحفاد جوجی پسرچنگیزاست د ردوران شیبانی ها 12 پادشاه از اوزبیك ها د رافغانستان وخراسان حكومت نمو دند .
ـ جنیدی هااز1599 تا1785 میلادی مدت 186سال ( جنیدی هاازخویش وتبار شیبانی ها بود ) ــ ظهیرالدین بابر واولاد اواز 1483 تا 1738 میلاد ی مدت 255 سال ۰
این ارقام ازلابه لای حقیقت التواریخ تالیف علامه عبد الحق مجددی وافغانستان درمسیرتاریخ تالیف میرغلام محمد غباروتاریخ جهان تالیف جواهر لعل نهرو بصورت وجیزوقصیربرگزیده شده نشان میدهد كه صرف ازسدهُ چهارم نیمهُ اول آغازقرن میلاد مسیح ) 40 میلادی ( تاسدهُ چهارم نیمهُ اول قرن 18 ) 1738میلادی( تورك تبارهاو اوزبیك هابحیث مردمان بومی مجموعٱ 1542 سال در سرزمین فعلی افغانستان كه درگذشته هابنام باكتریا ، آریانا وخراسان یاد میگردید حكومت كرده اند۰ تورك تبارهاقبل ازمیلاد و بعد از میلاد مسیح علاوه ازسرزمین باكتریا ، خراسان یا افغانستان امروزی در چین ، سرزمین روسیه ، مصر، سوریه حوز هُ خلیج عربی .ماد وفارس ، قسمت هائی ازروم واروپا وماورای قبقاز مثل گرجستان ) G o r g ia ( ، آ ذ ر، یا آذ ربایجان ، حوز هُ بالقان ویوگوسلاویا وآسیای مركزی فرمانروائی نموده اند ۰د رتاریخ آمده است : سكایا )Skaayaa( یكی ازقبایل تورك هاویا ) ایل بزرگ » Eilebozerg « ( بنام كوشانی ها مربوط قبایل) ستی ها » Satty haa« ( به ) باكتریا ( و همچنان به ) پانیا » Paaneyaa « یعنی اشكانیان ( هجوم برد ند وبه تد ریج د رنواحی شمال هند د رپنجاب ، راجپوتیانا، كاتیاباد ، مسكن گزیدند ۰ میرغلام محمدغبارمورخ افغانستان نوشته است :كوشانی ها ازقبایل ستی) ِSatty( اصلآ د ر كاشغرستان ساكن بود ند، اینها همچنان د رحوزهُ سیحون وجیحون زنده گی میكردند ، كوشانی ها یا یوچی ها » Yawchi haa« شرقیترین قبایل ستی است كه ازاثر فشارهای هیوانگنو ها) Hewaangno haa( ( ازمسكن خود جداشده وارد اراضی بین النهرین شد ند وتخارها ) Tokhaar haa( به خاك باكتریا) Baaktryaa ( یاافغانستان امروزی سرازیرشد ند وحكومت خودرا د رسا 425 میلادی بر پاكرد ند كه بنام تخارستان مسمٰی گردید۰ اما) یوچی ها( یك قرن قبل ازمیلاد ازجیحون عبوركرده باختررااشغال نمود ند ۰ لازم به یاد آوری است كه واژهُ )ستی( درمكا لـمات اوزبیكی هنوزكار برد دارد وحتٰی نامهائی مثل ستی بای وستی پهلوان موجود است كه معنی ستی كبابی یعنی كباب پزاست ۰ همچنان نام اقوام قبایل تورك تبارها مثل جلایر) Jalaayer( - اویغور) Oyeghor ( - قرلیق ) Qarliq( - التائی) Alataaye( قره ختائی)Qaraketaaiye( الـمالیق) Almalyq ( ــ ارلات ) Arlaat ( ــ تاتار) Taataar ( ــ قنقرات ) Qonqeraat ( ــ تیمنی) Tamani ( آق قویونلی ) Aaqqoywn ly ( ــ قره قویون لی ) Qaraqoy w n ly ( ــ برلاس ) Barlaas ( قپچاق) Qepchaaq)ختای ـ Kcetaay ( ونظایرآن نام فرقه هائی از د و ران قد یم قبایل تورك تباران است كه د رسراسر آسیاوسایر قاره ها بخصوص د رسرزمین باكتریا، خراسان ، بخدی یا افغانستان امروزیحیث بومی های آن زیسته اند ومی زیند كه ستی ها یاكوشانی هایكی ازاین قبایل بوده است ۰ همچنان كوشانی ها،هم در حقیقت التواریخ وهم د رتاریخ غبار بنام یوچی نیزیاد گردیده است ۰) یو ( بروزن ) جو( به فتح اول وسكون دوم نیز واژهُ توركی بمعنی دشمن است لهٰذ ا یوچی بمعنی ضد دشمن ودشمن كش معنی دارد ۰ د رحقیقت التواریخ كوشانی ها ازقبایل ستی، یوچی ، اوچی قلمداد شده است ۰ واژهُ ) اوـAaw ( نیزاوزبیكی است كه به فتح اول وسكون دوم بمعنی شكار، و) اوچی( بمعنی شكاری یا میرگن معنی دارد۰ ازاین نام ها استنباط میگردد كه كوشانی ها توركتباربوده مكالمات آنها هم آهنگ بازبان اوزبیكی بوده است كه بحیث نخستین بنیانگذارد ولت مستقل ومؤسس امپراتوری مقتدر درسرزمین پهناورآریانا كه بعدها گاهی خراسان وگاهی بخدی وپس از1747میلادی بنام افغانستان مسمٰی گردیده ، شناخته شده است ۰ میر غلام محمدغبارمؤرخ افغانستان نوشته است :ازقبایل یفتلی هاازهمه مشهورترقبیلهُ ) زاولی ـ Zaawly ( است كه د رتوابع غزنین ساكن شد ند كه آن علاقه موسوم به زابل وزابلسان گردید ) مثل آنكه نوشته بصورت )نبشته( ارقام میگر دد زابل وزابلستان نیز د رآغاز ) زاولی ، زاول ، زاولستان بوده است ( ۰ غبارنوشته استه است :یفتلی های تركتبارد وباربا ساسانی ها جنگ كردند ۰باراول ازبهرام گوریعنی بهرام شاه شكست خورد ند۰بار دوم اخشنورپاد شاه یفتلی كه د رسال460 میلادی برتخت جلوس كرده بود بادولت ساسانی هاد رآویخت فیروزشاه ساسانی راكه د رسال451 میلادی برتخت نشسته بود اسیر گرفت ۰ فیروزشاه بعد از آنكه تعهد عدم تعرض وپرداخت باج وخراج به دولت یفتلی هاسپرد آزادگردید اماپسرش ( قباد) راگروگان گذاشت ، دوسال بعدپس ازپرداخت باج وخراج به پادشاه یفتلی ها قباد را آزاد نمود ۰)ساسانی هابه قول غبارازمردمان آسیای مركزی كه د رمادوفارس وبین النهرین پراگنده شده زنده گی مینمود ند حكومت آنها به نام اشكانیان یادشده است ، به روایات تاریخی باكتریا، یا سرزمین افغانستان امروزی د رسالهای245 میلادی بنام مینگ كینت یعنی هزارشهریاد میشده است ۰ به قول غبار ( سكائی ها) بنام ساكزیا نیز ذكر شده است ۰ سكائی ها 150سال قبل ازمیلاد د رآسیای میانه زنده گی داشته اند كه بعدها بسوی سیستان وگندهاراكه حوزهُ سفلٰی هند یاد میشد خودرارسانیدند ، سیستان درآنزمان مسمٰی به (درانگیانای) بوده است ۰ د رآسیای شمالی تاتارهانیزكه تورك تبار وقبایل بزرگی بودند درشمال چین وقلمرو روسیه ، بیلأی روس ، اوكراین ،گرجستان ، آذ ربا یجان ، ارمنستان وملحقات حوزهُ بالقان امپراتوری بزرگی راتشكیل واداره مینمود ند ۰ در تاریخ جهان آمده است درقرن ۱۷میلادی روسهای تحت سیطرهُ تاتارهاجنب وجوش رابرای ایجادحكومت مستقل براه انداختند كه دررأس آن جوان متهوری بنام ایوان قرارداشت كه بعدهابنام ایوان مخوف شهرت یافت ۰۰ همین ایوان مخوف بامبارزان جنبش آزادیخواه روس درنتیجه جنگهای چریكی وخونین باتاتارها كه طلائی یاد میشدند سرانجام موفق به تشكیل حكومت مستقل روسی گردیدند كه ازآن باگذ شت زمان امپراتوری تزاری به وجود آمد ۰د رافغانستان د رمسیر تاریخ آمده است قبایل هون( Hun ) یا هـو ن های تور ك تبار كه متمركزد رآسیای میانه ومغولستان بودند آهسته آهسته خودرا به سواحل شرقی دانیوب ونواحی شمال وغرب امپراتوری روم شرقی رسانیدند وٱنجامستقر گشتـند۰زمانیكه ( آتیلا ــ Aatilaa ) رهبری هون هارابه عهده گرفت بزودی خیلی مقتدرونیرومند گشت تا آنجاكه ازروم شرقی باج وخراج می ستانید ۰ آ تــیـلا بالشكر جنگجویش درسال 451 میلادی درصدد اشغال روم غربی برآمد اول به منطقهُ ( گول ـ Gol ) یعنی فرانسه یورش برد قسمت هائی ازفرانسه را اشغال نمود ۰ فرنگهایعنی فرانسوی ها بنام گات ها ( Gaatehaa ) باامپراتور روم متحد شدند وعلیه امپراتوری آتیلا به جنگ پرداختـند كه 150 هزارنفرازطرفین كشته وده هاهزارنفرزخمی گردید ۰آتیلا مجبوربه عقب نشینی شد بعد به مناطق د یگریعنی ایتالیا حمله كرد بسیاری ازمناطق وشهز وروستای شمال آنرا باشكستن مقاومت ساكنین آن اشغال نموده به آتش كشید وآنهاراتحت فرمان خودقراردا د زمانیكه آتیلا چشم ازجهان پوشید به قول جواهر لعل نهرو مؤلف تاریخ جهان قبایل هون ازسرزمین پراز جنگل وزیر آب خوش شان نیامد دوباره به اراضی آبائی شان به آسیا برگشتـند ۰ سلجوقی ها یكی دیگر ازقبایل تورك هااست كه درآسیای مركزی زنده گی مینمودند پس ازظهوراسلام دین اسلام راپذیرفتند د رسال1038 میلادی حكومت مستقل سلجوقی هارا تاسیس نمود ند بغداد وقلمرو عباسیان راقبضه كردند كه د رتاریخ بنام سلجوقیان معروف اند ۰سلجوق نام پسرد قاق ازتورك های (غـزـ Ghazz ) بود كه چهار پسر بنامهای ( اسرائیل ، میكائیل ، یونس ، موسٰی ) داشت ود و پسر میكائیل بنام های( طغرل و چغیربیگ ( در تاریخ معروف اند ) چغیربه لسان اوزبیكی بمعنی قیچ وابلق چشم است (۰ آلپ ارسلان برادر زاده وجانشین طغرل) د رسال 1063 میلادی ( رومانوس دیوجانوس) امپراتور روم شرقی را مغلوب ساخت دخترش را به ملكشاه پسرش نكاح كرد۰ وقتی طغرل درسال1072 د رجنگ ماوراألنهركشته شد، ملك شاه بجای پدرنشست ماورا ألنهررافتح كرد درسال1092 میلادی شورش هائی علیه حكومت او براه افتاد شهزاده های سلجوقی برای مهار كردن آشوب هاد رهرمنطقه حكومت های مستقل تاسیس نمود ند درسال1094 میلادی د رشام سوریه ، د ر1117میلادی د رعراق وكردستان ومرو بادغیس د رغرب افغانستان ، همچنان د رسال1041 میلادی د ركرمان و1077میلادی د رروم شرقی كه آسیای صغیر نامیده میشد قبلآ حكومت های مستقل خود مختار تشكیل نموده بودند ، عمرخیام به دستورملك شاه سلجوقی تاریخ جلالی رانوشت۰ جنگ صلیبی برسرتملك یوروسلیم یابیت المقدس درسال1095 میلادی بین مسلمانان ومسیحیان د ردوران امپراتوری سلجوقی ها رخداد ۰ ازطرف پاپ ( پد رروحانی) رهبركاتولیك های جهان جنگ علیه مسلمانان برای آزادی كامل یوروسلیم ( Jurosalim) بنام جهاد مقد س اعلام گر د ید پاپ بعدازشكست های پیهم لشكر تحت فرمانش كه دیگرجمع آوری سربازان جوان ازمناطق زیر تاثیرآئین مسیحیت به مشكل گرائیده بود گفته بود یوروسلیم مكان مقدس است باید توسط اطفال بیگناه ومنزه ازفساد ، تسغیر گردد كه بنابه همین اعتقاد بیشتراز ( دوازده هزار اطفال ) كمتر از۱۵ساله ازفرانسه وسایرنقاط اروپا جمع آوری گردیده توسط كشتی های مسافرتی بسوی بیت المقدس اعزام شد ند اماعده یی ازاین اطفال منزه دراثر طوفان به آب بحرغرق شد ند وآنهائی كه ازطوفان نجات یافته بود ند توسط ملاحان بیباك وهمراهان اوباش آنها به مصربرده شده بنام غلام بچه ها، ظالمانه به فروش رسانیده شد ند نسبت اعزام اطفال به جنگ وعدم حفاظت ازآنان فرماندهان مذهبی ودستوردهنده گان جمع آوری اطفال هنوززیرانتقاد تاریخی قراردارند ۰جنگ صلیبی كه بیشترازیك قرن به وقفه ها ادامه داشت هشت بارجنگ خونین رویداده كه سر انجام به نفع مسلمانان ختم گردیده است ۰ تركیهُ عثمانی یكی دیگرازامپراتوری های تورك هااست: مؤسس این امپراتوری عثمان نام داشت پس ازمرگ او دوران سلطنت اولاد واحفاد ش بنام امپراتوری عثمانی یادشده است ۰امپراتور عثمانی پس ازاستقرارآنٱ به روم شرقی حمله نكرد وباآنهاكه مسیحیان ارتد وكس بودند رابطهُ دوستی برقرار نمود ه وخویشاوندی را بااىیشان آغازید درقدم اول بلغاریا و صربستان (حوزهُ بالقان ویوگوسلاویا) رااشغال نمو د ند وبعد، درسال1453 میلادی روم شرقی را كه بنام قسطنطنیه یادمیشد زیر فرمان خود قراردادند ۰یونانی های روم شرقی ازتسلط تورك های عثما نی ناراض نبود ند وتورك های عثمانی را برپاپ هاومسیحیان كاتو لیك ترجیح میداد ند یكی از اشراف بیزانس )قسطنطنیه ( گفته بود عمامهُ محمد پیغامبرمسلمانان خیلی بهتر ازكلاه مقدس پاپ است ۰ همان طوریكه كوشانی ها، تخارها، یفتلی ها، زاولی ها، وسایر تورك تباران كه د ر توركستان شرقی د رغرب چین وماورای جیحون وسیحون زنده گی مینمود ند به شمال سلسله كوهای هندوكش سرازیرگرد ید ند 0هون ها (ـHunhaa ) وتاتارهاـ Tatarhaa د رشمال آسیاواروپاحكومت كرد ند پارتی هاواسكائی های تورك تباركه بنام ساكزیانیزیادگردیده تا سال 75 میلادی د رسیستان وگندهاراكه حوزهُ سفلٰی هند گفته میشد حكومت داشتند وزنده گی مینمود ند وبعد د رهمانجا مضمحل گشتـند ۰ اكنون د رقندهار قبیله یی بنام سكزی واسحٰق زی وجود دارد كه احتمالآ به اسكائی هاوساكزیاقرابت خونی ونژادی دارند كه باگذشت چیزی كم 2000 سال زبان قد یمی اجداد خودراازدست داده اند مثلیكه زبان سانسگریت د رخراسان وهند ، وزبان آشوری وكلدانی د ربغداد مضمحل گرد ید ۰به عبارت دیگرمانند آنكه فرزندان خانواده ها ي افغانستان وایرا ن وسایرین دردوران مهاجرت باآنكه د رنزد والدین خود بزرگ شدند امازیرتاثیر محیط وماحول خود زبان والدین خود راد رپیش چشم شان فراموش كر دند۰ افغانستان د رمسیرتاریخ كه بااستفاده ازمنابع معتبربالاترازیكصد آثارتاریخی مستند تالیف گردیده است، د رآن ذكر گردیده كه قلمرو امپراتوری 0 نـومـن ـNuman ) تورك تبار ازمنگولیا تااورال امتداد داشت وقتی او از جهان چشم پوشید قلمرواوبه دو حصه غربی وشرقی تقسیم شد ، د رقسمت شرقی ایستامی خان یـبـغوربراد ر(نـو مـن ) پادشاه شد كه كاشغرستان وحوزهُ سیحون بحیرهُ سیاه واورال راد رآسیا د ربرمیگرفت ۰ تا رد وخان یـبغور توركستان غربی را قبضه نمود كه شامل تركیهُ امروزی بود تاردو خان با دولت ساسانی ها متحد شده د رسال 566 میلادی به قلمرو باكتریا هجوم نموده قسمتی ازحوزهُ بحیرهُ خضر راپادشاه تورك وقسمتی ازآنرا ) انوشیروان ( پادشاه ساسانی هااشغال نمود ند امابعدٱ بزودی تاردوخان تمام قلمرو باكتریا (افغانستان امروزی ) راخودش قبضه كرد ۰ دراین زمان درشمال هندوكش ( سی امارت مختلف وجود داشت ) كه مركز عمومی آن كندز بود ، واژهُ كندز اوزبیكی است كه آفتابی معنی میدهد وبصورت ( كوندوزــ Kunduz ) نوشته میشود۰ كه بعضی ازمؤرخین عجم آنرا ( كهندژ) یعنی قلعهُ قد یمی ذكر نموده اند وبرخی ازمؤرخان مسلط بزبان عربی آنرابه شكل ( قند ز ) نوشته اند ۰ كوندوزدرآن زمان رجعتگاه تمام امیران وسران اقوام بوده ازاهمیت خاص سیاسی نظامی برخوردار بوده است زیرا باآنكه سرقبیله ها د ربین خود تضادهای گوناگون داشته گاهی باهم می جنگیده اند امازمانیكه ازطرف كدام قبایل دیگر تهدید میشده اند باهم متحد گشته د رمقابل دشمن صف می بسته اند ، ازهمین سبب كوندوز یاكهند ژ مثل باشگاه خان خانان( خاقان ) به مركزامپراتور گونه مبدل گردیده نقش مهمی د ربارهُ تصمیم گیریها علیه دشمن مشترك وسركوب مهاجمان بیگانه ایفامیكرده است ۰به قول غبارمؤرخ افغانستان همین سران قوم وامیران خورد وكوچك بوده ا ند كه د رمقابل مهاجمین ساسانی ها وعرب هاازاستقلال كشورشان دفاع نموده اند ۰ قبایل ستی وكوشانی های تورك تبارتمام سران قبایل را متحد ساخته دولت مركزی مستقلی را باجلب حمایت وهمكاری مجموعهُ خوانین به وجود آورده اول بخدی وبعد بغلان وپس ازمدتی كاپیسارا قرا گاه وپایتخت خودساختـند۰ اولین پادشاه كوشانی های تورك تباركچولا كد فیزس است كه د رسا ل ( 40 میلادی ) رویكار آمده حوزهُ كاپیسارا ازقبضهُ ( پهلواها ) كه هندی تبا ر بود ند خارج ساخت ۰ازجنوب كا پیسا تا د ریای سیند رااشغال نمود ود رشمال نیزتا سغد یا نه وآسیای مركزی ود رغرب قلمروپارتیای تورك تبار، سیستان ، گندهارا ، بست وحوزهُ سفلٰی هند را قبضه كرد وتاسال 78 میلادی بزرگترین امپراتوری كوشانی هاراد ر افغانستان امروزی تأ سیس نمود، پس ازكجولا كد فیزس پسرش یما كد فیزس بر تخت نشست ، هندوستان شمالی راتـسخیر نمود وبه حضور طوره جان امپراتور روم ایلچی فرستاد و خواست تا انسد اد راه ابریشیم راد رسواحل مد یترانه آزاد نماید ، ازنامش پید است كه امپراتورروم نیز تورك ـ Turk بوده است ، یما كد فیزس تلاش داشت اختیارات كاشغر، شانگهای وتیان شان رازیر كنترول خود بیاورد تانبض تجارت راه ابریشیم رابه دست گیرد امابه هدف نرسید زمانیكه كنیشكا بحیث امپراتور مقتد ررویكار گر دید ابتدا به امپراتوری میراثی اش فرمانروائی نمود بگرام كاپیسا را پایتخت تابستانی وپشاور راپایتخت زمستانی خودساخت امابعد ازمد تی اشكانیان راد رشمال غرب كشور مغلوب ساخت كاشغر، یار قند ( یا ركینت) و ختـن را ازقلمرو چین بیرون كشید ۰ یماكد فیزس از120 تا 160 میلادی حكومت كرد ، كید اری ها ـKydarihaa كه د رتاریخ بنام كوشانی های كوچك نیزذكر شده است ازسلا لهُ قبایل ست تی وكوشانی های تورك تبار است كه بعد ازكنیشكا به سلطنت رسیده به قلمرو میراثی شان حكومت كرده اما نتوانست كشوركشائی بكند ۰ كوشانی ها یاقبایل ست تی ها: میرغلام محمدغباركه بااستفاده ازده هامنابع معتبرافغانستان درمسیرتاریخ را تألیف نموده نگاشته است :قبایل ست تی(كوشانی ها) اصلآ د ركاشغرساكن بود ندكه ازقرن هفتم قبل ازمیلاد ازتیان شان تااورال د رآسیای مركزی گسترش یافتـند زبان كوشانی هارا ختنی( Khutani )میگفتـند ازسببی كه ازمناطق غربی چین كه ختن گفته میشد آمده بود ند ۰ د رتاریخ جهان آمده است كوشانیها درقرن اول پیش از میلاد دولت بزرگی د رنواحی مرزی هند تشكیل داد ( د رآنزمان جنوب سلسله كوه هندوكش د رقبضهُ پهلواهای هندوتباربوده است ودولت كوشانی هاد رشمال كوه هندوكش برپاشده بود) طبق نوشتهُ تاریخ جهان حدوداربعهُ امپراتوری كوشانی هابنارس ، اوتراپردیش ، پنجاب ، كشمیر، مادوفارس ، آسیای مركزی ،حوزهُ سیحون وجیحون ، كاشغر یارقند( یاركینت ) ختن ،حوزهُ كابلستان شامل ولایات شرقی وكاپیسا وحوزهُ سفلٰی هند شامل سیستان ،كندهاروبست وتمام ولایات جنوبی افغانستان امروزین بوده است ، كوشانی ها د رقدم اول پایتخت تابستانی خود كاپیساوبعدٱ كابل رابرگزید ند وپشاورراكه د رآ ن وقت بنام ( پوروشاپور) یادمیگر دید پایتخت زمستانی خود انتخاب نمودند ۰ د رآنزمان درآسیای مركزی ، خراسان ، باكتریا، بخدی وتوابع آن به زبانهای پراگریت ، سانسگریت ، پارتی ، سغدی ، پهلوی اسكائی وتخاری تكلم مینمود ند ، د رتمام دوران امپراتوری ، تورك تبارها گویش لهجهُ زبان دری رابحیث زبا ن عام دربار وتفاهم همه گانی درقلمروخود برگزیده بوده اند ۰زبان پهلوی درماد وفارس درغرب آسیا ، زبان تازی یاتازیك كه معرب آن تاجیك است د رشرق آسیا وزبان دری یادرباری د رآسیای مركزی وسرزمین بخدی وحوزهُ سفلٰی هند كه شامل (سیستان ، گندهارا، بست ومناطق شمال غرب هند) بوده مروج بوده است ۰ این سه لهجه تكلم درحقیقت دارای ریشهُ واحد است یابه اصطلاح شاخه های یك د رخت اند كه ازلحاظ اصالت هیچیك آن بردیگری برتری ندارد ومانند متولد سه قلوی ازیك مادرمیباشد ۰ تنها ناسیونالیستهای همسوبااستعمار د رسده های قرن19 و 20 میلادی برای ایجاد افتراق د ربین اقوام كشورهابرتری نژاد وزبان رادامن زده وآنهارا د رتقابل قرار داده اند تایكی را د رمقابل دیگراستعمال نموده راه رسیدن به آرمان شوم خویش را هموارسازند ۰ جنگ جهانی دوم كه بر پایهُ غرور ناسیونالیستی استواربود د ربرابر ارادهُ عمومی كه مخالف این پدیدهُ شوم بود ند شكست خورد اماناسیونالیستهاوفاشیست هابه نعش مردهُ این روند گریستند وبرای احیای آن هنوزعرق میریزند و به همان ایده های منسوخ فاشیزم ادامه میدهند، د رحالیكه تاریخ بحیث عبرتگاه به خلفیان نشان میدهدكه شاهان وامپراتوران تورك وفارس د رآسیااززبان د ری بحیث وسیله وافزار تفاهم استفاده نموده باآنكه هریك ازاقوام د ربین هم عروق وهمخون خویش به زبان خاص ولهجهُ خودشان صحبت مینموده اند زبان د ری را بصفت زبان عامهُ ساكنین قلمروامپراتوری خود ها بكار گرفته د رراه وحدت اقوام خدمات شایسته یی انجام داده بودند وتمایلی برای ترویج زبان خاص قومی خویش نداشتـند وحتٰی آنها د رباره شگوفائی وگسترش زبان د ری كوشیده ا ند۰ چنانچه د رزمان امپراتوری سلطان محمودغزنوی ، تیموركورگن ، ظهیرالدین بابر، اولادواحفاد او، وامپراتوران بعد ازٱنها بسیاری ازمردم هند زبان د ری را به خوش خود آموختندوهنوز چند ین دانشگاه زبان وادبیات دری د رقلمروهند وجود دارد، دانشوران هندمیگویند: تمام تاریخ وفرهنگ هند د رگذشته ها به زبان د ری نگاشته شده ود ركتابخانه های عمومی هند وجود دارد واگرفرزندان ماونسلهای آینده هند بخواهند كه ازتاریخ وفرهنگ قدیمی هند مطلع شوند لزومٱزبان د ری رایاد بگیرند ۰ همین حالاهزاران محصل علاقمند به تاریخ وفرهنگ هندوستان د ردانشگاهای زبان وادبیات مشغول ٱموزش اند وحتٰی رادیوتلویزیون به زبان د ری موجوداست كه پروگرام خاص بزبان د ری انتشارمیدهند همین روش دورازتأ سف زبانی تازمان رضاشاه درایران وتازمان ناد رشاه كه د رماه اكتوبرسال 1929رویكارشد د رافغاستان ادامه داشت یعنی ازدوران احمد شاه بابا تاختم دورهُ شاهی امانالله خان تمام امیران وشاهان پشتون تبارهاباآنكه د ربین خانواده وهمخون شان به زبان خاص خویش صحبت مینمود ند زبان د ری رابحیث زبان تفاهمی عامه ود ربارقبول كرده بود ند تمام نوشت وخوان آن دوران د ری بوده است تیمورشاه پسرارشد احمدشاه بابا دیوان اشعار بزبان دری دارد زبان پشتو كه د رسال 1316 شمسی مطابق 1937 میلادی درپهلوی زبان د ری بصفت زبان رسمی د رافغانستان عرض وجود كرد ، عده یی ازدیپلومات ها معتقد اند تعدد زبان رسمی د ریك كشور زمینه های گسترش دموكراسی راد رداخل كشور فراهم مینماید مثال های این اوپتمیزم را رسمی بودن زبان هالندی وفرانسوی د ربلجیم ورسمی بودن زبان انگلیسی وفرانسوی د ركانادا وهمچنان رسمی بودن شانزده زبان د رقارهُ هند وامثال آن بازگومیكنند ، د راین كشورهاواقعٱ برای پرورش زبان وكلتورشهروندانشان چه رسمی باشد وچه رسمی نباشد ازطرف ارگانهای مسؤل برخورد عادلانه ولطف آمیز صورت میگیرد بزبانها ومذاهب مختلف د رپروگرام ها ی نشراتی شان جایگاه خاص وجود دارد كه همین امر باعث خوابیدن حساسیت ها د رمقابل زبانها شده است اما د رافغانستان كه باانصراف ازارزش سایر زبانها مسؤلین امور به زبان مورد نظر خودشان توجه نموده باسایر زبانها برخوردهای ناسالم نازیستی ونامعقول كرده آتش حساسیت های قومی راهمیشه مشتعل نگهداشته افتراق ملی رادامن زده اند وخشت هائی راازبنیاد وحدت ملی كه توسط اسلاف ما د رافغانستان گذاشته شده هر روزبیشترازروزدیگركنده اند این افراد یا د رگرو هیپونیتیزم اند ویا افراد مغرض اند ،ه منفعت خود را د روحدت ملی وهمبستگی اقوام ساكن د رافغانستان نمی بینند ، ناسیونالیست های ایران نیز بخصوص پس ازتشكل حزب رستاخیزملی متعلق به رژیم سلطنتی رضاشاه ازسالهای دههُ نوزده شصت به بعد باانتشار مطالب تبلیغاتی ازطریق مطبوعات ورادیو تلویزیون كوشید ند ایران ورژیم شاهی را منبع تمام خوبی هاواحسنت من الله نشان بدهند وبزرگترین دانشمندان افغانستان را ازآن ایران زمین قلمداد نمودند مثلآ سید جمال الدین افغان ، بوعلی سینای بلخی ، مولاناجلال الدین بلخی ، مشهوربه مولانای رومی ، سنائی غزنوی ، دقیقی بلخی ، حنظلهُ بادغیسی ، ابومسلم انباری خراسانی ، ابواسحٰق فارابی همه ازبرازنده گان اقوام ساكن د رافغانستان اند اماناسیونالیست های ایرانی آنهاراازآن خودقلمداد مینمایند بعضی ازجوانان ونویسنده گان نوپابااستفاده ازنشرات وزارت خارجهُ ایران كه منطبق باغرور ناسیونالیزم شكست خورده د راروپا ودنیای غرب میباشد د رگفت وشنودها ودیالوگ های روزمره ویا د رنوشته ها بادلیل تراشی های غیر منطقی باعث بروز ناهنجاری هائی میشوند ، مثلآ آنها مدعی اند ملت آذربایجان ما د خورد هستـند كه به فارسی صحبت میكنند آنهامیگویند عهد عتیق شریعت آذربایجان ومادوفارس رایكی دانسته است ۰۰۰ د رحالیكه د رهیچ كجای عهد عتیق كه عبارت ازتورات ، زبور، انجیل وصحف انبیا است حرفی بنام شریعت آذ ر بایجان ویانام این كشوردرآن به چشم نمیخورد ۰دانیال نبی به دستورپادشاه كلد انیان كه پایتخت آن بابل شهرباعظمت همان زمان د ربغداد ومنطقه بوده توسط خواجه سرایان بنام بلطشصرمسمٰی شده است ، دانیال كه عبری بود ( داورمن معنی داشت ) بلطشصر نام جدید دانیال نبی به زبان كلدانی( زنده گی پاد شاه راحفظ كن معنی داشته است ) د رآن روزگارمرسوم بوده كه هرگاه واقعهُ مهمی د رزنده گی شخصی وكسی روی بدهد نام اورا عوض مینمود ند ۰ دانیال وسه رفیقش بنام های ( حننیا ، میشائیل ، عزریا ) كه جوانان18-یا -20 ساله بود ند به فرمان نبوكد نصر پادشاه كلدانیان ازیوروسلیم كه پادشاه آن ( یهو یاقیم ) بود به بابل خواسته شد ند تابه آنان لسان كلدانی راآموزش داده به امور اجرائی حكومتش بگمارد ۰ دانیال كه 70سال د رخدمت امپراتور بابل فرمانروای كلدانیان بوده نوشته است : د رسال 618 قبل ازمیلاد ( نبو كد نصر) پادشاه بابل بود او رب النوع مردوخ راپرستش مینمود زمانیكه پس ازنبوكدنصر بلطشصر پسر داماد نبوكد نصر پادشاه كلدانیان د ربابل شد داریوش ازاهل (ماد ) بلطشصر رامغلوب ساخت وبه امپراتوری بابل دست یافت برای مد ت كوتاهی داریوش وكوروش متفقٱ بر امپراتیری (ماد وفارس ) سلطنت كردند پس ازمرگ داریوش ، كوروش به تنهائی زمام اموررا بدست گرفت تبعید یان بنی اسرائیل را آزاد نمود كه به یوروسلیم بازگشتند ۰ كوروش را برخیها پاد شاه ( انسان ) خوانده وتبصره های تخیلی نیزنموده اند ۰ د رحقیقت (انشان ـ iNSHAAN ) نام محله یی د ر ایلام منطقهُ كرد نشین ایران بوده است ۰د رتاریخ افغانستان آمده است كوروش به سیستان ، گندهارا و بست د رجنوب غرب افغانستان حمله كرد ود رجنگ كشته شد ، اشعیا نبی كه د رقرن هشتم قبل ازمیلاد میزیسته د ركتاب تبصیری وتفسیری او ضمن بازپردازیها به نبوت ها وپیشگوئی هایش د ربارهُ امپراتوری آشوریان گفته شده است : آشوریان د رآغازقرن هشتم قبل ازمیلاد به یك قدرت بزرگ جهان مبدل گردیده بود كه دیانت بت پرستی داشتـند ، پایتخت آشوری ها شهر نینوا بودکه د ر سرزمین عراق امروزی واقع است، آشوری هابسیاری ازپادشاهان را مغلوب ساخته آنهارا د وباره بر قلمرو خود شان میگماشت وسالانه باج وخراج ازایشان میستانید د رسال 740قبل از میلاد سنخاریب امپراتور جدید آشوری ها به یوروسلیم لشكركشی نمود د رظرف هشت سال جنگ 12شهر یهو دیان را اشغال نمود شهر آخری یوروسلیم بود كه ( حز قیا ) د رآن پادشاهی میكرد اود رقصر خود از شد ت نگرانی یخن خود را تا دامن پاره نمود پلاس پوشید ( این عمل اظهار عجزد ربرابریك بن بست عظیم بوده است ) حزقیاپادشاه نزد اشعیا نبی رفت عاقبت كاررا ازوی جویاشد اشعیا گفت نگران مباش یهوه ( خدا ) باتو است این شهررا حمایت میكند ، د رتاریخ آ مده است هخامنشی هاا زسال 545 تا 133 قبل ازمیلاد مسیح رویكار بود ، د رسرزمین ایران امروزی قبایل ماد د رغرب وشمال غرب وفارس ها د رجنوب هنوز قاد ربه تاسیس دولت نشده بودند ، ماد وفارس زیر سیطرهُ آشوری ها قرارداشت ، ازاین مطلب مستفاد میگرددكه بعد از اشغال بابل توسط داریوش وكوروش كبیرامپراتوری آشوریان همچنان پابرجای بوده است وسرزمین ماد وفارس را زیر سیطرهُ خویش داشته اند كه هخامنشی هابعدازداریوش وكوروش د رسال 545 قبل ازمیلاد دوباره باآشوری ها جنگید ه نینوا پایتخت آشوری هارا د ربغداد نابود ساختـند ، آشوری ها رامغلوب كردند حكومت مقتد ری تشكیل داده امیران وسران قبایل ماد رانیز زیردرفش خود قرار داده تمام مناطق بین النهرین سرزمین های بین بحیرهُ مدیترانه و خلیج عربی وخلیج فارس راتابع خود ساخت ، زمانیكه د رسال 334 قبل از میلاد ی اسكند ر مقدونی به ماد وفارس حمله نمود داریوش سوم ازدفاع عاجز آمده به بخدی فرار كرد تاازامرا وسران قبایل بخدی وخراسان برای مقابله بااسكند رمقدونی استمداد بجوید اما امرای بخدی وخراسان كه از هخامنشی هاخاطرهُ خوش نداشتند اورا كشتند ۰اسكند رمقدونی باهفتاد هزار افراد مسلح سواره وپیا ده به حكومت هخامنشی ها حمله كر ده بود ، ناسیونالیستان ایرانی میگویند :د رعهد عتیق د رتورات نام های ماد وپارس در كنار یكدیگرآمده وگاه شاهنشاهان هخامنشی مادی آذربایجان خوانده شده است ، عهد عتیق شریعت مردم ما د وپارس رایكی دانسته است ۰۰نخست بایست به این موضوع متوجه باید بود: تورات كتاب موسٰی ع است كه بنابه عقیدهُ مذهبی1500 قبل ازمیلاد مسیح وبه عبارت دگر3500 سال پیش ازامروزنازل شده است هیچ مطلبی د ربارهُ شریعت آذربایجان ومادوفارس د رآن به چشم نمی خورد ثانیٱ اینكه دانیال نبی بحیث گزارشگرواقعات بابل نیزازماد بزرگ یاماد خورد و آ ذ ر بایجان یاشریعت آن یاد نكرده است ، تاجائیكه معلوم است مادها كرد تبا ر بوده اند كه د رایلام ومناطق اطراف آن میز یسته اند ۰د ركتاب دانیال نبی كه جدا ازتورات منتشگردید ه آمده است نام اصلی داریوش ( گو بارو) بود ۰داریوش 120سا ترا پ داشت، ساتراپ واژهُ یونانی است كه د رآنزمان د ر اروپاوآسیای غربی كاربرد این واژه معمول بوده است كه د رسایر نقاط آسیا معادل ساتراپ ، گورنر جنرال ، خان ، امیر ، شاه باج پرداز ، والی خود مختار مورد كار برد بوده است ، د ردایرة المعارف جد ید بریتانیا داریوش شخصیت خیالی وافسانوی خوانده شده است طبق روایات تاریخی زمانیكه داریوش پادشاه بابل شد 62 ساله بود ه است ، دریكی از تبلیغات ناسیو نالیست های ایران آمده است برخی منابع بی اساس خواسته اند آذ ربایجان رااز نژاد تاتار ومغول معرفی كند ۰۰۰۰ ارایهُ چنین مطالبی یك دیده د رائی ساده لوحانه وانكار ازتورك تبار بودن آذ ربایجانی ها است ۰ آ ذربایجانی هاتاآنجاكه خودشان میگویند: ) 30 میلیون نفوس دارند ( بیشتر ازدوثلث آن د رایران وكمتراز یك ثلث آن د ر ماورای قفقاز د رنخجوان ، باكو وسایر ایلات آذ ربایجان زندگی مینمایند ، ناسیونالیست های ایرانی میگویند : آذربایجانی ها، هم قبل ازاسلام وهم بعدازاسلام همیشه پارسی نوشته اندوپارسی صحبت كرده اند ، این قوم راآذری گفتن خنده آوراست ۰ بااین استدلال ضعیف آنهاممكن است خواسته اند بیشتراز 2000000 میلیون نفوس آذربایجان راكه د رایران زنده گی مینمایند اغفال نموده به آنهاروح غیرآذری وغیرتورك بد مند وروی آرزوهای ایشان را درمورد ایجاد ایالت خود مختار وجمهوری خودمختاربصورت فدرال را د رقلمروجغرافیائی ایران باخاكستراینگونه تبلیغات ساده لوحانه بپوشانند وازرشد تمایلات اتنیكی آنها با جمهوری مستقل آنها د رماورای قفقازد رآذربایجان باكو ونخجوان جلوگیری نمایند ، د رغیرآن هرذیشعوری د رك مینماید كه نژاد هاچه تورك وچه عرب ،چه فرنگ وانگلیس، چه روس یاجرمن ، باصحبت كردن به فارسی د رجملهُ نژاد فارس یافارسی زبان محسوب نمیشوندچنانچه خود ایرانی هامیدانند كه ارمن ها ، عرب ها ، تركمن ها، اوزبیك ها ، كلدانی ها ، آشوری ها، كرد ها، ودیگران كه د رایران زنده گی مینمایند همه فارسی صحبت میكنند وتمام شاهان وامپراتوران تورك تبار د رپانزده قرن گذ شته فارسی صحبت میكرد واین زبان راد رقلمرو خود هابحیث زبان تفاهمی بین تمام اقوام ساكن د رمناطق تحت فرمان شان قرارداده بود ند هیچكدام آنها ازنژادفارسی زبان یاتاجیك محسوب نمیگرد ند ، دانشمندان ، جامعه شناسان اتنیك شناسان ، تیوریسن های سیاسی اجتماعی وسایر صاحب نظران هیچگاهی نسبت نوشت وخوان ویاصحبت كردن به زبان غیراتنیكی اصالت نژاد واتنوگرافی آنهارا مانند ناسیونالیست های فارسی زبان زیرسوال نبرده اند۰د ردنیای معاصر هزاران ایرانی به زبان فرانسوی ، انگلیسی ، جرمنی ، روسی می نویسند ، میخوانند وصحبت مینمایند كه هیچكدام آنها اصولآ فرنگ تبار، انگلیس تبار، روس ویاژرمن تبارشمرده نمیشود ۰زبان وسیله وافزار تفاهم بین نژادهاواقوام است كه هیچگاهی براصالت نژادهاتاثیرندارد چنانچه د رهند وستان سلا لهُ اوزبیك هاوتورك های باقیمانده ازدوران امپراتوری تورك تباران به مرورزمان زبان اتنیكی خودرافراموش نموده مطابق به محل سكونت خود یكی ازبانهای قارهُ هند رافراگرفته و به آن تكلم میكنند ، دانشمندان هند همیشه آنهاراتورك تبارهای هندی زبان مینامند همچنان اولاد واحفاد هزاران پشتوزبان با قیمانده از دوران سلطنت احمدشاه بابا د رقارهُ هند به مرورزمان زبان پشتورافراموش كر ده زبان محیط زنده گی خود رافراگرفته اند ، دانشمندان هیچوقت براساس زبان تفاهمی شان آنهاراهندی تبار نمیگویند بلكه پشتون تبارهای هندی زبان میگویند ، د رامریكا وكا نادا حدود 145 نژاد بازبانهای مختص به خود صحبت مینمایند اما د رامریكا زبان انگلیسی و دركاناد ا زبان انگلیسی وفرانسوی زبان تفاهمی بین تمام ساكنین آنكشور میباشد كه همهُ آنهاشهروندان ایالات متحدهُ امریكا وكاناد ا هستند اما هیچكدام آنها علی الرغم طرح وتصور ناسیونالیستان ایرانی وعلاقمندان متأسف خاص فارسی زبان ها نسبت صحبت به انگلیسی وفرانسوی ، انگلیسی یافرانسوی تبارشمرده نمیشوند ٫ برخی ازناسیونالیستان فارسی زبان استد لا ل مینمایند كه اصطخری د رقرن چهارم لسان اهل آذربایجان راپارسی گفته وزبان ارمنستان راعربی وپارسی نوشته است معتـقد ین این نظر متوجه نمیشوند ویانمیخواهند متوجه شوند كه هنوز ارمن ها د رهركجای دنیاكه باشند وبه هرزبانیكه تكلم مینمایند، ازلحاظ نژاد ارمن وارمنی تبارهستند وآذربایجانی هانیز تورك تبار وآذربایجانی هستند . افلاطون د رقرن هفتم قبل ازمیلاد گفته بود :روح مانند كبوتریست كه به پروازمی آید وبه قالب جسم حلول میكند وقتی حیات انسان به پایان میرسد مانند كبوترازقالب جسم بیرون پروازمینماید . این گفتهُ افلاطون درٱنزمان ومدتهای بعد قابل قبول برای ارادتمندان وی بود اما د رقرن 21 نسبت بالارفتن میزان فهم وآگاهی علمی انسانهاممكن است این نظریهُ افلاطون به ذهن یك ابجد خوان نیز قبل ازآنكه پذیرفته شود سوال هائی را ایجاد نماید .د رتاریخ مذاهب آمده است د رقرن چهارم میلاد مسیح پیشوایان مذهب مسیحیت گرد بودن ومتحرك بودن زمین را قبول نداشتند وفكر میكرد ند كه زمین مسطح وهموار است هرشخص تاآخرآن برود به پائین سقوط میكند اما امروز این نظربرای خود مسیحیان وحتٰی برای اطفال آنها نیزمضحك خواهد بود ، ازاین سبب د رعصر حاضربگفته های قرن چهارم اسطخری چسپیدن وتلاش برای قبولاندن آن برای دیگران بمانند آب درغربال كردن ویاآب د رهاون كوبیدن است زیراهمه میدانند كه هنوزآذربایجانی هاتورك تباروآذری اند وارمن ها هنوزارمنی نژادهستند . برخی از فارسی زبانهای پیرواندیشهُ طراحان ایران بزرگ استدلال میكنند كه ابوالعلٰی گنجوی .مجید یلقانی . خاقانی شروانی وسایر شاعران آذربایجانی د رزمان خودشان د رقرن ششم به فارسی اشعار دیوان خود راسروده اند ازاین سبب آنها فارسی زبان وجزء لایتجزای ایران زمین وازنژاد فارس اند . آنهامتوجه نیستند كه ظهیرالدین بابر امپراتورتورك تبار كه قارهُ هند خراسان بزرگ شامل اراضی افغانستان وایران امروزی وآسیای مركزی تاماوراألنهررازیر بیرق خود داشت دیوان اشعار ونوشته های فراوانی به فارسی دارد آیامیشوداورا فارس نژادویاایرانی تبارخواند؟ البته نه ! تیمورشاه پسرارشد احمدشاه بابا د رافغانستان كه پشتون تباربود دیوان اشعارخود رابه فارسی سروده است آیامیشوداورا ایرانی تباریافارس نژاد و یاتاجیك نژاد گفت؟ البته نه (اگر روحیه منطق پذ یری وجود داشته باشد همینقدرکا فی است . ( درخانه کس است یک حرف بس است) پا یا ن مقا ل

--------------------------------------------------------------------------------

Sunday, February 12, 2006




از شش میلیارد نفوس جهان سه ونیم میلیارد آن درآسیا است
سید احمد شاه دولتی فاریابی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خطهُ افغانستان امروزی ازصدهاسال قبل ازمیلاد مسیح بنام آریانامسمٰی بودكه بعدها بنام باكتریایادشده وازقرن سوم میلادمسیح به بعد بنام خراسان یادگردیده است كه جای طلوع خورشید وسرزمین آفتابی معنی دارد وازسال ۱۷۴۷تاامروزبنام افغانستان یادمیگردد ۰براعظم آسیا قدیمی ترین خطهُ است كه پس ازدوران یخبندان وطوفان نوح برای زیست و تكثرانسانها مساعد گردیده است كه دران زمان قارهُ اروپا وآسترلیا هنوززیرآب بوده ازوجود امریكا وافریقااطلاعی دردست نبوده است . آذربایجانی هادر باكو، نخجوان وسایرشهرهای ٱن هنوزنظربه اسطوره ها وادب فولكلور خویش معتقد اند كه 0 0 0 4 سال قبل از میلاد مسیح وقتی طوفان نوح فروكش نمود حضرت نوح باهمراهانش ازكشتی دركوه قفقازودرمنطقهُ نخجوان پیاده شد .....ازاین سبب نخجوان نخستین استراحتگاه معنی دارد ۰ مسیحیان معتقد اند كه طوفان نوح 0 0 0 6 سال ل قبل رخداده است امابه روشنی نمیفهمند كه ششهزار سال قبل ازمیلاد این طوفان رخداده ویا قبل ازامروزاست ۰ تاریخ نشان میدهد كه در براعظم آسیا اقوام مختلف زنده گی داشته درآخرین مراحل كمون اولیه گاه گاهی برای تسلط یافتن به سرزمین های خوش آب وهوا ، شكار گاه ها، منابع سرشار طبیعی وسرسبز میجنگیده اند وگاهی نسبت شكست ویابمنظورقبضه نمودن بیشتر آنچه به نظرشان مطلوب بود اقدام به مهاجرتهاكرده ازیك منطقه به منطقهُ دیگروازمنطقهُ قبلی شان به مناطق تازه رفته مسكن گزیده اند ودر بعضی مواقع با آنهائیكه مانع سكونت واشغال منطقه شده اند با چوب وتیاق جنگیده اند ۰ دراین زمان البته كه قانون جنگل حكمفرما بوده و همه چیز تابع اراده زورمندان بود وقراردادهای اجتماعی بنام قانون هنوز عرض وجود نكرده حس مالكیت وحاكمیت سیاسی درحال شكل گیری وقوام بوده است ازهمین سبب ، اگر سركردهُ یك قوم یاقبیله یی منطقه ومكانی راكه برای قبیله اش بهترومطلوب تشخیص میداد باتمام نیرو به ٱن می چسپید ۰ طبق شهادت تاریخ بسیاری ازجنگها بین قبایل گوناگون درمناطق مختلف جهان بخاطر انداختن رحل اقامت دایمی درمراتع مطلوب ، توسعهُ ملكیت ، جذ ب وهضم قبیله یاقبایل كوچك بمنظور اتساع قبیلهُ خودش صورت گرفته است كه از آن زمان تاحال دركشورهای عقب نگهداشته شده مثل افغانستان وكشورهای در حال توسعه مثل ایران و د رگوشه وكنارجهان همین بی خاصیتی هنوز به قوت خود باقی است ۰ نقش تورك تباران د رآسیا : ذكراحوال و مراودات تمام اقوام ساكن د رآسیاازحوصله این مقال بیرون است لهٰذ صرفٱ د ربارهُ اقوام وقبایلی كه د رٱسیای مركزی ، باكتریا ، ماد وفارس ، بین النهرین ، ماورالنهر، زنده گی كرده اند وهنوز سلا لهُ آنها د راین سرزمین هابحیث بومی های این سرزمین حیات بسر می برند مختصر مطالبی ارایه میگرد د : باكتریاكه بعضٱ بخدی نوشته شده به روایت تاریخی عبارت از ایالت بلخ واقع د رشمال افغانستان امروزی است ۰ بین النهرین عبارت ازمناطق وكشورهای موجود د رمیان بحیرهُ مدیترانه وخلیج عربی است كه بنام خلیج فارس مشهورشده است ۰ ماورا اُلنهر مناطق مربوط به آسیای مركزی است كه د رمیان سیحون وجیحون وشرق ٱن واقع است ۰ سیحون عبارت ازبحیرهُ سیاه است ، آب این بحیره سیاه به نظرمیرسد اما سیاه نیست صاف است ۰ جیحون عبارت از بحیرهُ خضراست ، نسبت ٱنكه رنگ آب آن سبز به نظر میرسد ٱنرا عرب ها خضرمسمٰی نموده اند ۰ اماایرانیهابخاطررهائی ازاسارت فرهنگ عربی آنرابصورت (خزر) مینویسند كه همان صفت سبزرنگ بودن آب بحیرهُ خضر رانمیرساند ، بحیرهُ خضررا بحیرهُ كسپین نیزمیگویند ۰ نزدیك به1000 سال قبل ازمیلادمسیح مطرح ترین منطقه د رٱسیا چین و هند د رشرق وجنوب شرق ، باكتریا د ر شمال كوه هندو كش ، بابل ونینوا د رسرزمین عراق كنونی ، بوده است ۰ تاریخ نگاران وپژوهشگران به اتكای اسطوره هاوادبیات فولكلورباختریان نگاشته اند ذردشت د رآغاز قرن هشتم میلادی دردامنهُ كوه البرز د ربخدی متولد وبزرگ گردیده ، اندیشه های رهبرانه ورهنمودی او د ربخدی شكل گرفته وبه جهان دیگر گستررش یافته است ۰ د رآن آوان مردمان باكتریا ، مناطق ماورا اُلنهربشمول ماورای قبقاز بخصوص آذربایجان ونخجوان ، مادوفارس ، بین النهرین ، چین وهند قریب به اكثریت پیرو آئین ذ ردشت بوده اند حتٰی تاظهور اسلام واستیلای عرب آ ئین ذ ردشتی د راین جاها قویٱ وجود داشته است ۰ ذرد شت هم عصر با حزقیا واشعیانبی ودانیال پیشوای یهودیان بوده است ، افلاطون نیز كمی بعد ترازذردشت بدنیا آمده سر آمد روزگار شده است ۰ از ذردشت علاوه ازدساتیر فارمول بندی شده مثل (رفتار نیك ، كردار نیك) افسانه های عقیده تی نیز میراث مانده است كه میگویند ذ رد شت معتقد بود آتش زایل كنندهُ تمام آنچه برای انسان مضراست میباشد ۰ مثلا سرگین حیوانات ویاهر آنچه آلوده است اگر به آتش بسوزد پاك میگر د د ( به عقیدهُ ذردشت خاكستر تازهُ آتش حرام نبوده است ): امپراطوری تورک تباران درآریانا ، خراسان ، یا افغانستان امروزی: ــ كوشانی هاازسال40 میلادی تا 220 میلادی مد ت 180 سال ۰ــ یفتلی ها از425 تا 566 میلادی مدت 141 سال۰ــ تگین شاهان از566 تا630 مد ت 136 سال۰ــ ابومسلم خراسانی متولد د ر( انبارولایت سرپل كنونی واقع د رجنوب جوزجان) از740 تا752 میلادی ۰ مدت 12 سال درهمكاری باعباسیان گلیم اموی هارا ازخراسان وبغداد برچید۰ــ سلطان محمود غزنوی واولاداوازسال 962 تا 1148 میلادی مد ت 186 سال ۰ــ سلجوقی ها ازسال1038 تا 1153 میلادی مد ت 115 سال ۰ ــ خوارزم شاهیان از1214 تا 1219مد ت5 سال ۰ــ تموچین پسریسوكا معروف به چنگیزكه شاهنشاه معنی دارد بااحفادش از1202 تا 1245میلاد= 33 سال ۰ــ تیموركورگن كه مخالفینش به تیمورلنگ شهرت داده اند از1345 تا 1404 میلا دی مد ت 59 سال ۰ ــ شاهرخ پسرتیموركورگن از1404 تا 1446 میلادی مدت 40 سال ۰ــ الوغ بیگ پسرشاهرخ از1446 تا1449 مدت 3 سال ۰ــ سلطان حسین میرزا بن غیاث الدین منصوربن میرزابایقرا بن عمرشیخ بن امیرتیمور درسال1438 د رهرات متولد ود رسال1458 به حكومت جرجان( کرجستان امروزی) ومازندران ود رسال1471 به امارت هرات رسید امیرعلی شیرنوائی را بحیث وزیرفرهنگ ومشاور خود برگزید د رآن وقت قلعهُ اختیارالدین هرات ارگ شاهی بود سلطان حسین بایقراد رسال 1505 میلادی بشمول امارتش د رجرجان ومازندران پس از 67 سال سلطنت د رهرات چشم ازجهان فروبست ۰ــ سلطان ابوسعید پسر میران شاه كواسهُ تیموركورگن از1450 تا 1468 میلادی مدت18 سال ۰ ــ بدیع الزمان ومظفرحسین پسران سلطان حسین بایقرا از1505 تا1512 میلادی مدت 7 سال ۰ ــ شیبانی ها د رثمرقند وافغانستان از1500 تا 1599 میلادی مد ت 99 سال۰ (محمد شیبانی ازاحفاد جوجی پسرچنگیزاست د ردوران شیبانی ها 12 پادشاه از اوزبیك ها د رافغانستان وخراسان حكومت نمو دند )۰ــ جنیدی هااز1599 تا1785 میلادی مدت 186سال ( جنیدی هاازخویش وتبار شیبانی ها بود ) ــ ظهیرالدین بابر واولاد اواز 1483 تا 1738 میلاد ی مدت 255 سال ۰این ارقام ازلابه لای حقیقت التواریخ تالیف علامه عبد الحق مجددی وافغانستان درمسیرتاریخ تالیف میرغلام محمد غباروتاریخ جهان تالیف جواهر لعل نهرو بصورت وجیزوقصیربرگزیده شده نشان میدهد كه صرف ازسدهُ چهارم نیمهُ اول آغازقرن میلاد مسیح ( 40 میلادی ) تاسدهُ چهارم نیمهُ اول قرن 18 ( 1738میلادی) تورك تبارهاو اوزبیك هابحیث مردمان بومی مجموعٱ 1542 سال در سرزمین فعلی افغانستان كه درگذشته هابنام باكتریا ، آریانا وخراسان یاد میگردید حكومت كرده اند۰ تورك تبارهاقبل ازمیلاد و بعد از میلاد مسیح علاوه ازسرزمین باكتریا ، خراسان یا افغانستان امروزی در چین ، سرزمین روسیه ، مصر، سوریه حوز هُ خلیج عربی .ماد وفارس ، قسمت هائی ازروم واروپا وآذریا آذ ربایجان ، حوز هُ بالقان ویوگوسلاویا وآسیای مركزی فرمانروائی نموده اند ۰د رتاریخ آمده ) (Skaayaa) یكی ازقبایل تورك هاویا ( ایل بزرگ » Eilebozerg « ( بنام كوشانی ها مربوط قبایل( ستی ها » Satty haa( به ( باكتریا ) و همچنان به ) پانیا » Paaneyaa « یعنی اشكانیان ( هجوم برد ند وبه تد ریج د رنواحی شمال هند د رپنجاب ، راجپوتیانا، كاتیاباد ، مسكن گزیدند ۰ میرغلام محمدغبارمورخ افغانستان نوشته است :كوشانی ها ازقبایل ستی) ِSatty( اصلآ د ر كاشغرستان ساكن بود ند، اینها همچنان د رحوزهُ سیحون وجیحون زنده گی میكردند ، كوشانی ها یا یوچی ها » Yawchi haa« شرقیترین قبایل ستی است كه ازاثر فشارهای هیوانگنو ها) Hewaangno haa( ( ازمسكن خود جداشده وارد اراضی بین النهرین شد ند وتخارها ) Tokhaar haa( به خاك باكتریا) Baaktryaa ( یاافغانستان امروزی سرازیرشد ند وحكومت خودرا د رسا 425 میلادی بر پاكرد ند كه بنام تخارستان مسمٰی گردید۰ اما) یوچی ها( یك قرن قبل ازمیلاد ازجیحون عبوركرده باختررااشغال نمود ند ۰ لازم به یاد آوری است كه واژهُ )ستی( درمكا لـمات اوزبیكی هنوزكار برد دارد وحتٰی نامهائی مثل ستی بای وستی پهلوان موجود است كه معنی ستی كبابی یعنی كباب پزاست ۰ همچنان نام اقوام قبایل تورك تبارها مثل جلایر) Jalaayer( - اویغور) Oyeghor ( - قرلیق ) Qarliq( - التائی) Alataaye( قره ختائی)Qaraketaaiye( الـمالیق) Almalyq ( ــ ارلات ) Arlaat ( ــ تاتار) Taataar ( ــ قنقرات ) Qonqeraat ( ــ تیمنی) Tamani ( آق قویونلی ) Aaqqoywn ly ( ــ قره قویون لی ) Qaraqoy w n ly ( ــ برلاس ) Barlaas ( قپچاق) Qepchaaq)ختای ـ Kcetaay ( ونظایرآن نام فرقه هائی از د و ران قد یم قبایل تورك تباران است كه د رسراسر آسیاوسایر قاره ها بخصوص د رسرزمین باكتریا، خراسان ، بخدی یا افغانستان امروزیحیث بومی های آن زیسته اند ومی زیند كه ستی ها یاكوشانی هایكی ازاین قبایل بوده است ۰ همچنان كوشانی ها،هم در حقیقت التواریخ وهم د رتاریخ غبار بنام یوچی نیزیاد گردیده است ۰) یو ( بروزن ) جو( به فتح اول وسكون دوم نیز واژهُ توركی بمعنی دشمن است لهٰذ ا یوچی بمعنی ضد دشمن ودشمن كش معنی دارد ۰ د رحقیقت التواریخ كوشانی ها ازقبایل ستی، یوچی ، اوچی قلمداد شده است ۰ واژهُ ) اوـAaw ( نیزاوزبیكی است كه به فتح اول وسكون دوم بمعنی شكار، و) اوچی( بمعنی شكاری یا میرگن معنی دارد۰ ازاین نام ها استنباط میگردد كه كوشانی ها توركتباربوده مكالمات آنها هم آهنگ بازبان اوزبیكی بوده است كه بحیث نخستین بنیانگذارد ولت مستقل ومؤسس امپراتوری مقتدر درسرزمین پهناورآریانا كه بعدها گاهی خراسان وگاهی بخدی وپس از1747میلادی بنام افغانستان مسمٰی گردیده ، شناخته شده است ۰ میر غلام محمدغبارمؤرخ افغانستان نوشته است :ازقبایل یفتلی هاازهمه مشهورترقبیلهُ ) زاولی ـ Zaawly ( است كه د رتوابع غزنین ساكن شد ند كه آن علاقه موسوم به زابل وزابلسان گردید ) مثل آنكه نوشته بصورت )نبشته( ارقام میگر دد زابل وزابلستان نیز د رآغاز ) زاولی ، زاول ، زاولستان بوده است ( ۰ غبارنوشته استه است :یفتلی های تركتبارد وباربا)ساسانی ها(جنگ كردند ۰باراول ازبهرام گوریعنی بهرام شاه شكست خورد ند۰بار دوم اخشنورپاد شاه یفتلی كه د رسال460 میلادی برتخت جلوس كرده بود بادولت ساسانی هاد رآویخت فیروزشاه ساسانی راكه د رسال451 میلادی برتخت نشسته بود اسیر گرفت ۰ فیروزشاه بعد از آنكه تعهد عدم تعرض وپرداخت باج وخراج به دولت یفتلی هاسپرد آزادگردید اماپسرش ) قباد( راگروگان گذاشت ، دوسال بعدپس ازپرداخت باج وخراج به پادشاه یفتلی ها قباد را آزاد نمود ۰)ساسانی هابه قول غبارازمردمان آسیای مركزی كه د رمادوفارس وبین النهرین پراگنده شده زنده گی مینمود ند حكومت آنها به نام اشكانیان یادشده است ، به روایات تاریخی باكتریا، یا سرزمین افغانستان امروزی د رسالهای245 میلادی بنام مینگ كینت یعنی هزارشهریاد میشده است ۰ به قول غبار ) سكائی ها( بنام ساكزیا نیز ذكر شده است ۰ سكائی ها 150سال قبل ازمیلاد د رآسیای میانه زنده گی داشته اند كه بعدها بسوی سیستان وگندهاراكه حوزهُ سفلٰی هند یاد میشد خودرارسانیدند )سیستان درآنزمان مسمٰی به )درانگیانای( بوده است ۰ د رآسیای شمالی تاتارهانیزكه تورك تبار وقبایل بزرگی بودند درشمال چین وقلمرو روسیه ، بیلأی روس ، اوكراین ،گرجستان ، آذ ربا یجان ، ارمنستان وملحقات حوزهُ بالقان امپراتوری بزرگی راتشكیل واداره مینمود ند ۰ در تاریخ جهان آمده است درقرن ۱۷میلادی روسهای تحت سیطرهُ تاتارهاجنب وجوش رابرای ایجادحكومت مستقل براه انداختند كه دررأس آن جوان متهوری بنام ایوان قرارداشت كه بعدهابنام ایوان مخوف شهرت یافت ۰۰ همین ایوان مخوف بامبارزان جنبش آزادیخواه روس درنتیجه جنگهای چریكی وخونین باتاتارها كه طلائی یاد میشدند سرانجام موفق به تشكیل حكومت مستقل روسی گردیدند كه ازآن باگذ شت زمان امپراتوری تزاری به وجود آمد ۰د رافغانستان د رمسیر تاریخ آمده است قبایل هون) Hun ( یا) هـو ن های تور ك تبار( كه متمركزد رآسیای میانه ومغولستان بودند آهسته آهسته خودرا به سواحل شرقی دانیوب ونواحی شمال وغرب امپراتوری روم شرقی رسانیدند وٱنجامستقر گشتـند۰زمانیكه ) آتیلا ــ Aatilaa ( رهبری هون هارابه عهده گرفت بزودی خیلی مقتدرونیرومند گشت تا آنجاكه ازروم شرقی باج وخراج می ستانید ۰ آ تــیـلا بالشكر جنگجویش درسال 451 میلادی درصدد اشغال روم غربی برآمد اول به منطقهُ ) گل ـ Gol ( یعنی فرانسه یورش برد قسمت هائی ازفرانسه را اشغال نمود ۰ فرنگها) فرانسوی ها( بنام گات ها ) Gaatehaa ( باامپراتور روم متحد شدند وعلیه امپراتوری آتیلا به جنگ پرداختـند كه 150 هزارنفرازطرفین كشته وده هاهزارنفرزخمی گردید ۰آتیلا مجبوربه عقب نشینی شد بعد به مناطق د یگریعنی ایتالیا حمله كرد بسیاری ازمناطق وشهز وروستای شمال آنرا باشكستن مقاومت ساكنین آن اشغال نموده به آتش كشید وآنهاراتحت فرمان خودقراردا د زمانیكه آتیلا چشم ازجهان پوشید به قول جواهر لعل نهرو مؤلف تاریخ جهان قبایل هون ازسرزمین پراز جنگل وزیر آب خوش شان نیامد دوباره به اراضی آبائی شان به آسیا برگشتـند ۰ سلجوقی ها یكی دیگر ازقبایل تورك هااست كه درآسیای مركزی زنده گی مینمودند پس ازظهوراسلام دین اسلام راپذیرفتند د رسال1038 میلادی حكومت مستقل سلجوقی هارا تاسیس نمود ند بغداد وقلمرو عباسیان راقبضه كردند كه د رتاریخ بنام سلجوقیان معروف اند ۰سلجوق نام پسرد قاق ازتورك های )غـزـ Ghazz ( بود كه چهار پسر بنامهای ) اسرائیل ، میكائیل ، یونس ، موسٰی ( داشت ود و پسر میكائیل بنام های) طغرل و چغیربیگ ( در تاریخ معروف اند ) چغیربه لسان اوزبیكی بمعنی قیچ وابلق چشم است (۰ آلپ ارسلان برادر زاده وجانشین طغرل د رسال 1063 میلادی ) رومانوس دیوجانوس( امپراتور روم شرقی را مغلوب ساخت دخترش را به ملكشاه پسرش نكاح كرد۰ وقتی طغرل درسال1072 د رجنگ ماوراألنهركشته شد، ملك شاه بجای پدرنشست ماورا ألنهررافتح كرد درسال1092 میلادی شورش هائی علیه حكومت او براه افتاد شهزاده های سلجوقی برای مهار كردن آشوب هاد رهرمنطقه حكومت های مستقل تاسیس نمود ند درسال1094 میلادی د رشام سوریه ، د ر1117میلادی د رعراق وكردستان ومرو بادغیس د رغرب افغانستان ، همچنان د رسال1041 میلادی د ركرمان و1077میلادی د رروم شرقی كه آسیای صغیر نامیده میشد قبلآ حكومت های مستقل خود مختار تشكیل نموده بودند ، عمرخیام به دستورملك شاه سلجوقی تاریخ جلالی رانوشت۰ جنگ صلیبی برسرتملك یوروسلیم یابیت المقدس درسال1095 میلادی بین مسلمانان ومسیحیان د ردوران امپراتوری سلجوقی ها رخداد ۰ ازطرف پاپ ) پد رروحانی( رهبركاتولیك های جهان جنگ علیه مسلمانان برای آزادی كامل یوروسلیم ) Jurosalim( بنام جهاد مقد س اعلام گر د ید پاپ بعدازشكست های پیهم لشكر تحت فرمانش كه دیگرجمع آوری سربازان جوان ازمناطق زیر تاثیرآئین مسیحیت به مشكل گرائیده بود گفته بود یوروسلیم مكان مقدس است باید توسط اطفال بیگناه ومنزه ازفساد ، تسغیر گردد كه بنابه همین اعتقاد بیشتراز ) دوازده هزار اطفال ( كمتر از۱۵ساله ازفرانسه وسایرنقاط اروپا جمع آوری گردیده توسط كشتی های مسافرتی بسوی بیت المقدس اعزام شد ند اماعده یی ازاین اطفال منزه دراثر طوفان به آب بحرغرق شد ند وآنهائی كه ازطوفان نجات یافته بود ند توسط ملاحان بیباك وهمراهان اوباش آنها به مصربرده شده بنام غلام بچه ها، ظالمانه به فروش رسانیده شد ند نسبت اعزام اطفال به جنگ وعدم حفاظت ازآنان فرماندهان مذهبی ودستوردهنده گان جمع آوری اطفال هنوززیرانتقاد تاریخی قراردارند ۰جنگ صلیبی كه بیشترازیك قرن به وقفه ها ادامه داشت هشت بارجنگ خونین رویداده كه سر انجام به نفع مسلمانان ختم گردیده است ۰ تركیهُ عثمانی یكی دیگرازامپراتوری های تورك هااست: مؤسس این امپراتوری عثمان نام داشت پس ازمرگ او دوران سلطنت اولاد واحفاداوبنام امپراتوری عثمانی یادشده است ۰امپراتور عثمانی پس ازاستقرارآنٱ به روم شرقی حمله نكردند وباآنهاكه مسیحیان ارتد وكس بودند رابطهُ دوستی برقرار نمود ند وخویشاوندی را بااىیشان آغازید ند درقدم اول بلغاریا و صربستان )حوزهُ بالقان ویوگوسلاویا( رااشغال نمو د ند وبعد، درسال1453 میلادی روم شرقی را كه بنام قسطنطنیه یادمیشد زیر فرمان خود قراردادند ۰یونانی های روم شرقی ازتسلط تورك های عثما نی ناراض نبود ند وتورك های عثمانی را برپاپ هاومسیحیان كاتو لیك ترجیح میداد ند یكی از اشراف بیزانس )قسطنطنیه ( گفته بود عمامهُ محمد پیغامبرمسلمانان خیلی بهتر ازكلاه مقدس پاپ است ۰ همان طوریكه كوشانی ها، تخارها، یفتلی ها، زاولی ها، وسایر تورك تباران كه د ر توركستان شرقی د رغرب چین وماورای جیحون وسیحون زنده گی مینمود ند به شمال سلسله كوهای هندوكش سرازیرگرد ید ند )هون ها ـHunhaa ( وتاتارهاـ Tatarhaa د رشمال آسیاواروپاحكومت كرد ند پارتی هاواسكائی های تورك تباركه بنام ساكزیانیزیادگردیده تا سال 75 میلادی د رسیستان وگندهاراكه حوزهُ سفلٰی هند گفته میشد حكومت داشتند وزنده گی مینمود ند وبعد د رهمانجا مضمحل گشتـند ۰ اكنون د رقندهار قبیله یی بنام سكزی واسحٰق زی وجود دارد كه احتمالآ به اسكائی هاوساكزیاقرابت خونی ونژادی دارند كه باگذشت چیزی كم 2000 سال زبان قد یمی اجداد خودراازدست داده اند مثلیكه زبان سانسگریت د رخراسان وهند ، وزبان آشوری وكلدانی د ربغداد مضمحل گرد ید ۰به عبارت دیگرمانند آنكه فرزندان خانواده ها ي افغانستان وایرانوسایرین دردوران مهاجرت باآنكه د رنزد والدین خود بزرگ شدند امازیرتاثیر محیط وماحول خود زبان كشورمیزبان رافراگرفته زبان والدین خود راد رپیش چشم شان فراموش كر دند۰ افغانستان د رمیسرتاریخ كه بااستفاده ازمنابع معتبربلاترازیكصد آثارتاریخی مستند تالیف گردیده است، د رآن ذكر گردیده كه قلمرو امپراتوری ) نـومـن ـNuman ( تورك تبار ازمنگولیا تااورال امتداد داشت وقتی او از جهان چشم پوشید قلمرواوبه دو حصه غربی وشرقی تقسیم شد ، د رقسمت شرقی ایستامی خان یـبـغوربراد ر)نـو مـن ( پادشاه شد كه كاشغرستان وحوزهُ سیحون ) بحیرهُ سیاه (واورال راد رآسیا د ربرمیگرفت ۰ تا رد وخان یـبغور توركستان غربی را قبضه نمود كه شامل تركیهُ امروزی بود تاردو خان با دولت ساسانی ها متحد شده د رسال 566 میلادی به قلمرو باكتریا هجوم نموده قسمتی ازحوزهُ بحیرهُ خضر راپادشاه تورك وقسمتی ازآنرا ) انوشیروان ( پادشاه ساسانی هااشغال نمود ند امابعدٱ بزودی تاردوخان تمام قلمرو باكتریا )افغانستان امروزی ( راخودش قبضه كرد ۰ دراین زمان درشمال هندوكش ) سی امارت مختلف وجود داشت ( كه مركز عمومی آن كندز بود ) واژهُ كندز اوزبیكی است كه آفتابی معنی میدهد وبصورت ) كوندوزــ Kunduz ( نوشته میشود۰ كه بعضی ازمؤرخین عجم آنرا ) كهندژ( یعنی قلعهُ قد یمی ذكر نموده اند وبرخی ازمؤرخان مسلط بزبان عربی آنرابه شكل ) قند ز ( نوشته اند ۰ كوندوزدرآن زمان رجعتگاه تمام امیران وسران اقوام بوده ازاهمیت خاص سیاسی نظامی برخوردار بوده است زیرا باآنكه سرقبیله ها د ربین خود تضادهای گوناگون داشته گاهی باهم میجنگیده اند امازمانیكه ازطرف كدام قبایل دیگر تهدید میشده اند باهم متحد گشته د رمقابل دشمن صف می بسته اند ، ازهمین سبب كوندوز یاكهند ژ مثل باشگاه خان خانان) خاقان ( به مركزامپراتور گونه مبدل گردیده نقش مهمی د ربارهُ تصمیم گیریها علیه دشمن مشترك وسركوب مهاجمان بیگانه ایفامیكرده است ۰به قول غبارمؤرخ افغانستان همین سران قوم وامیران خورد وكوچك بوده ا ند كه د رمقابل مهاجمین ساسانی ها وعرب هاازاستقلال كشورشان دفاع نموده اند ۰ قبایل ستی وكوشانی های تورك تبارتمام سران قبایل را متحد ساخته دولت مركزی مستقلی را باجلب حمایت وهمكاری مجموعهُ خوانین به وجود آورده اول بخدی وبعد بغلان وپس ازمدتی كاپیسارا قرا گاه وپایتخت خودساختـند۰ اولین پادشاه كوشانی های تورك تباركچولا كد فیزس است كه د رسا ل ) 40 میلادی ( رویكار آمده حوزهُ كاپیسارا ازقبضهُ ) پهلواها ( كه هندی تبا ر بود ند خارج ساخت ۰ازجنوب كا پیسا تا د ریای سیند رااشغال نمود ود رشمال نیزتا سغد یا نه وآسیای مركزی ود رغرب قلمروپارتیای تورك تبار، سیستان ، گندهارا ، بست وحوزهُ سفلٰی هند را قبضه كرد وتاسال 78 میلادی بزرگترین امپراتوری كوشانی هاراد ر افغانستان امروزی تأ سیس نمود، پس ازكجولا كد فیزس پسرش یما كد فیزس بر تخت نشست ، هندوستان شمالی راتـسخیر نمود وبه حضور طوره جان امپراتور روم ایلچی فرستاد و خواست تا انسد اد راه ابریشیم راد رسواحل مد یترانه آزاد نماید ) ازنامش پید است كه امپراتورروم نیز تورك ـ Turk بوده است ( یما كد فیزس تلاش داشت اختیارات كاشغر، شانگهای وتیان شان رازیر كنترول خود بیاورد تانبض تجارت راه ابریشیم رابه دست گیرد امابه هدف نرسید زمانیكه كنیشكا بحیث امپراتور مقتد ررویكار گر دید ابتدا به امپراتوری میراثی اش فرمانروائی نمود بگرام كاپیسا را پایتخت تابستانی وپشاور راپایتخت زمستانی خودساخت امابعد ازمد تی اشكانیان راد رشمال غرب كشور مغلوب ساخت كاشغر، یار قند ) یا ركینت( و ختـن را ازقلمرو چین بیرون كشید ۰ یماكد فیزس از120 تا 160 میلادی حكومت كرد ، كید اری ها ـKydarihaa كه د رتاریخ بنام كوشانی های كوچك نیزذكر شده است ازسلا لهُ قبایل ستی وكوشانی های تورك تبار است كه بعد ازكنیشكا به سلطنت رسیده به قلمرو میراثی شان حكومت كرده اما نتوانست كشوركشائی بكند ۰ كوشانی ها یاقبایل ستی ها: میرغلام محمدغباركه بااستفاده ازده هامنابع معتبرافغانستان درمسیرتاریخ را تألیف نموده نگاشته است :قبایل ستی)كوشانی ها( اصلآ د ركاشغرساكن بود ندكه ازقرن هفتم قبل ازمیلاد ازتیان شان تااورال د رآسیای مركزی گسترش یافتـند زبان كوشانی هارا ختنی) Khutani (میگفتـند ازسببی كه ازمناطق غربی چین كه ختن گفته میشد آمده بود ند ۰ د رتاریخ جهان آمده است كوشانیها درقرن اول پیش از میلاد دولت بزرگی د رنواحی مرزی هند تشكیل داد ) د رآنزمان جنوب سلسله كوه هندوكش د رقبضهُ پهلواهای هندوتباربوده است ودولت كوشانی هاد رشمال كوه هندوكش برپاشده بود( طبق نوشتهُ تاریخ جهان حدوداربعهُ امپراتوری كوشانی هابنارس ، اوتراپردیش ، پنجاب ، كشمیر، مادوفارس ، آسیای مركزی ،حوزهُ سیحون وجیحون ، كاشغر یارقند) یاركینت ( ختن ،حوزهُ كابلستان شامل ولایات شرقی وكاپیسا وحوزهُ سفلٰی هند شامل سیستان ،كندهاروبست وتمام ولایات جنوبی افغانستان امروزین بود كوشانی ها د رقدم اول پایتخت تابستانی خود كاپیساوبعدٱ كابل رابرگزید ند وپشاورراكه د رآ ن وقت بنام ) پوروشاپور( یادمیگر دید پایتخت زمستانی خود انتخاب نمودند ۰ د رآنزمان درآسیای مركزی ، خراسان ، باكتریا، بخدی وتوابع آن به زبانهای ) پراگریت ، سانسگریت ، پارتی ، سغدی ، پهلوی اسكائی وتخاری تكلم مینمود ند ، د رتمام دوران امپراتوری ، تورك تبارها گویش لهجهُ زبان دری رابحیث زبا ن عام دربار وتفاهم همه گانی درقلمروخود برگزیده بوده اند ۰زبان پهلوی درماد وفارس درغرب آسیا ، زبان تازی یاتازیك كه معرب آن تاجیك است د رشرق آسیا وزبان دری یادرباری د رآسیای مركزی وسرزمین بخدی وحوزهُ سفلٰی هند كه شامل )سیستان ، گندهارا، بست ومناطق شمال غرب هند( بوده مروج بوده است ۰ این سه لهجه تكلم درحقیقت دارای ریشهُ واحد است یابه اصطلاح شاخه های یك د رخت اند كه ازلحاظ اصالت هیچیك آن بردیگری برتری ندارد ومانند متولد سه قلوی ازیك مادرمیباشد ۰ تنها ناسیونالیستهای همسوبااستعمار د رسده های قرن19 و 20 میلادی برای ایجاد افتراق د ربین اقوام كشورهابرتری نژاد وزبان رادامن زده وآنهارا د رتقابل قرار داده اند تایكی را د رمقابل دیگراستعمال نموده راه رسیدن به آرمان شوم خویش را هموارسازند ۰ جنگ جهانی دوم كه بر پایهُ غرور ناسیونالیستی استواربود د ربرابر ارادهُ عمومی كه مخالف این پدیدهُ شوم بود ند شكست خورد اماناسیونالیستهاوفاشیست هابه نعش مردهُ این روند گریستند وبرای احیای آن هنوزعرق میریزند و به همان ایده های منسوخ فاشیزم ادامه میدهند، د رحالیكه تاریخ بحیث عبرتگاه به خلفیان نشان میدهدكه شاهان وامپراتوران تورك وفارس د رآسیااززبان د ری بحیث وسیله وافزار تفاهم استفاده نموده باآنكه هریك ازاقوام د ربین هم عروق وهمخون خویش به زبان خاص ولهجهُ خودشان صحبت مینموده اند زبان د ری را بصفت زبان عامهُ ساكنین قلمروامپراتوری خود ها بكار گرفته د رراه وحدت اقوام خدمات شایسته یی انجام داده بودند وتمایلی برای ترویج زبان خاص قومی خویش نداشتـند وحتٰی آنهاد رباره شگوفائی وگسترش زبان د ری كوشیده ا ند۰ چنانچه د رزمان امپراتوری سلطان محمودغزنوی ، تیموركورگن ، ظهیرالدین بابر، اولادواحفاد او، وامپراتوران بعد ازٱنها بسیاری ازمردم هند زبان د ری را به خوش خود آموختندوهنوز چند ین دانشگاه زبان وادبیات دری د رقلمروهند وجود دارد، دانشوران هندمیگویند: تمام تاریخ وفرهنگ هند د رگذشته ها به زبان د ری نگاشته شده ود ركتابخانه های عمومی هند وجود دارد واگرفرزندان ماونسلهای آینده هند بخواهند كه ازتاریخ وفرهنگ قدیمی هند مطلع شوند لزومٱزبان د ری رایاد بگیرند ۰ همین حالاهزاران محصل علاقمند به تاریخ وفرهنگ هندوستان د ردانشگاهای زبان وادبیات مشغول ٱموزش اند وحتٰی رادیوتلویزیون به زبان د ری موجوداست كه پروگرام خاص بزبان د ری انتشارمیدهند همین روش دورازتأ سف زبانی تازمان رضاشاه درایران وتازمان ناد رشاه كه د رماه اكتوبرسال 1929رویكارشد د رافغاستان ادامه داشت یعنی ازدوران احمد شاه بابا تاختم دورهُ شاهی امانالله خان تمام امیران وشاهان پشتون تبارهاباآنكه د ربین خانواده وهمخون شان به زبان خاص خویش صحبت مینمود ند زبان د ری رابحیث زبان تفاهمی عامه ود ربارقبول كرده بود ند تمام نوشت وخوان آن دوران د ری بوده است تیمورشاه پسرارشد احمدشاه بابا دیواب اشعار بزبان دری دارد زبان پشتو كه د رسال 1316 شمسی مطابق 1937 میلادی درپهلوی زبان د ری بصفت زبان رسمی د رافغانستان عرض وجود كرد ، اگرچه عده یی ازدیپلومات ها معتقد اند تعدد زبان رسمی د ریك كشور زمینه های گسترش دموكراسی راد رداخل كشور فراهم مینماید مثال های این اوپتمیزم را رسمی بودن زبان هالندی وفرانسوی د ربلجیم ورسمی بودن زبان انگلیسی وفرانسوی د ركانادا وهمچنان رسمی بودن شانزده زبان د رقارهُ هند وامثال بازگومیكنند د راین كشورهاواقعٱ برای پرورش زبان وكلتورشهروندانشان چه رسمی باشد وچه رسمی نباشد ازطرف ارگانهای مسؤل برخورد عادلانه ولطف آمیز صورت میگیرد بزبانها ومذاهب مختلف د رپروگرام ها نشراتی شان جایگاه خاص وجود دارد كه همین امر باعث خوابیدن حساسیت ها د رمقابل زبانها شده است اما د رافغانستان كه باانصراف ازارزش سایر زبانها مسؤلین امور به زبان مورد نظر خودشان روجه نموده باسایر زبانها برخوردهای ناسالم نازیستی ونامعقول كرده آتش حساسیت های قومی راهمیشه مشتعل نگهداشته افتراق ملی رادامن زده اند وخشت هائی راازبنیاد وحدت ملی كه توسط اسلاف ماد رافغانستان گذاشته شده هر روزبیشترازروزدیگركنده اند این افراد یاد رگرو هیپونیتیزم اند ویا افراد مغرض اند ،ه منفعت خود را د روحدت ملی وهمبستگی اقوام ساكن د رافغانستان نمی بینند ، ناسیونالیست های ایران نیز بخصوص پس ازتشكل حزب رستاخیزملی متعلق به رژیم سلطنتی رضاشاه ازسالهای دههُ نوزده شصت به بعد باانتشار مطالب تبلیغاتی ازطریق مطبوعات ورادیو تلویزیون كوشید ند ایران ورژیم شاهی را منبع تمام خوبی هاواحسنت من الله نشان بدهند وبزرگترین دانشمندان افغانستان را ازآن ایران زمین قلمداد نمودند مثلآ سید جمال الدین افغان ، بوعلی سینای بلخی ، مولاناجلال الدین بلخی ، مشهوربه مولانای رومی ، سنائی غزنوی ، دقیقی بلخی ، حنظلهُ بادغیسی ، ابومسلم انباری خراسانی ، ابواسحٰق فارابی همه ازبرازنده گان اقوام ساكن د رافغانستان اند اماناسیونالیست های ایرانی آنهاراازآن خودقلمداد مینمایند بعضی ازجوانان ونویسنده گان نوپابااستفاده ازنشرات وزارت خارجهُ ایران كه منطبق باغرور ناسیونالیزم شكست خورده د راروپا ودنیای غرب میباشد د رگفت وشنودها ودیالوگ های روزمره ویاد رنوشته ها بادلیل تراشی های غیر منطقی باعث بروز ناهنجاری هائی میشوند ، مثلآ آنها مدعی اند ملت آذربایجان مادخورد هستـند كه به فارسی صحبت میكنند آنهامیگویند عهد عتیق شریعت آذربایجان ومادوفارس رایكی دانسته است ۰۰۰ د رحالیكه د رهیچ كجای عهد عتیق كه عبارت ازتورات ، زبور، انجیل وصحف انبیا است حرفی بنام شریعت آذ ر بایجان ویانام این كشوردرآن به چشم نمیخورد ۰دانیال نبی به دستورپادشاه كلد انیان كه پایتخت آن بابل شهرباعظمت همان زمان د ربغداد ومنطقه بوده توسط خواجه سرایان بنام بلطشصرمسمٰی شده است ، دانیال كه عبری بود ) داورمن معنی داشت ( بلطشصر نام جدید دانیال نبی بهزبان كلدانی) ذنده گی پاد شاه راحفظ كن معنی داشته است ( د رآن روزگارمرسوم بوده كه هرگاه واقعهُ مهمی د رزنده گی شخصی كسی روی بدهد نام اورا عوض مینمود ند ۰ دانیال وسه رفیقش بنام های ) حننیا ، میشائیل ، عزریا ( كه جوانان18-یا -20 ساله بود ند به فرمان نبوكد نصر پادشاه كلدانیان ازیوروسلیم كه پادشاه آن ) یهو یاقیم ( بود به بابل خواسته شد ند تابه آنان لسان كلدانی راآموزش داده به امور اجرائی حكومتش بگمارد ۰ دانیال كه 70سال د رخدمت امپراتور بابل فرمانروای كلدانیان بوده نوشته است : د رسال 618 قبل ازمیلاد ) نبو كد نصر( پادشاه بابل بود او رب النوع مردوخ راپرستش مینمود زمانیكه پس ازنبوكدنصر بلشصر پسر داماد نبوكد نصر پادشاه كلدانیان د ربابل شد داریوش ازاهل )ماد ( بلشصر رامغلوب ساخت وبه امپراتوری بابل دست یافت برای مد ت كوتاهی داریوش وكوروش متفقٱ بر امپراتیری ) ماد وفارس ( سلطنت كردند پس ازمرگ داریوش ، كوروش به تنهائی زمام اموررا بدست گرفت تبعید یان بنی اسرائیل را آزاد نمود كه به یوروسلیم بازگشتند ۰ كوروش را برخیها پاد شاه ) انسان ( خوانده وتبصره های تخیلی نیزنموده اند ۰ د رحقیقت ) انشان ـ iNSHAAN ( نام محله یی د ر ایلام منطقهُ كرد نشین ایران بوده است ۰د رتاریخ افغانستان آمده است كوروش ك به سیستان ، گندهارا و بست د رجنوب غرب افغانستان حمله كرد رجنگ كشته شد اشعیا نبی كه د رقرن هشتم قبل ازمیلاد میزیسته د ركتاب تبصیری وتفسیری او ضمن بازپردازیها به نبوت ها وپیشگوئی هایش د ربارهُ امپراتوری آشوریان گفته شده است : آشوریان د رآغازقرن هشتم قبل ازمیلاد به یك قدرت بزرگ جهان مبدل گردیده بود كه دیانت بت پرستی داشتـند ، پایتخت آشوری ها شهر نینوا بود) د ر سرزمین عراق امروزی ( آشوری هابسیاری ازپادشاهان را مغلوب ساخته آنهارا د وباره بر قلمرو خود شان میگماشت وسالانه باج وخراج ازایشان میستانید د رسال 740قبل از میلاد سنخاریب امپراتور جدید آشوری ها به یوروسلیم لشكركشی نمود د رظرف هشت سال جنگ 12شهر یهو دیان را اشغال نمود شهر آخری یوروسلیم بود كه ) حز قیا ( د رآن پادشاهی میكرد اود رقصر خود از شد ت نگرانی یخن خود را تا دامن پاره نمود پلاس پوشید ) این عمل اظهار عجزد ربرابریك بن بست عظیم بوده است ( حزقیاپادشاه نزد اشعیا نبی رفت عاقبت كاررا ازوی جویاشد اشعیا گفت نگران مباش یهوه ) خدا ( باتو است این شهررا حمایت میكند ، د رتاریخ آ مده است هخامنشی هاا زسال 545 تا 133 قبل ازمیلاد مسیح رویكار بود ، د رسرزمین ایران امروزی قبایل ماد د رغرب وشمال غرب وفارس هاد رجنوب هنوز قاد ربه تاسیس دولت نشده بودند ، ماد وفارس زیر سیطرهُ آشوری ها قرارداشت ، ازاین مطلب مستفاد میگرددكه بعد از اشغال بابل توسط داریوش وكوروش كبیرامپراتوری آشوریان همچنان پابرجای بوده است وسرزمین ماد وفارس را زیر سیطرهُ خویش داشته اند كه هخامنشی هابعدازداریوش وكوروش د رسال 545 قبل ازمیلاد دوباره باآشوری ها جنگید ه نینوا پایتخت آشوری هارا د ربغداد نابود ساختـند ، آشوری ها رامغلوب كردند حكومت مقتد ری تشكیل داده امیران وسران قبایل ماد رانیز زیردرفش خود قرار داده تمام مناطق بین النهرین ) سرزمین های بین بحیرهُ مدیترانه و خلیج عربی )خلیج فارس ( راتابع خود ساخت ، زمانیكه د رسال 334 قبل از میلاد ی اسكند ر مقدونی به ماد وفارس حمله نمود داریوش سوم ازدفاع عاجز آمده به بخدی فرار كرد تاازامراوسران قبایل بخدی وخراسان برای مقابله بااسكند رمقدونی استمداد بجوید اما امرای بخدی وخراسان كه از هخامنشی هاخاطرهُ خوش نداشتند اورا كشتند ۰اسكند رمقدونی باهفتاد هزار افراد مسلح سواره وپیا ده به حكومت هخامنشی ها حمله كر ده بود ، ناسیونالیستان ایرانی میگویند :د رعهد عتیق د رتورات نام های ماد وپارس در كنار یكدیگرآمده وگاه شاهنشاهان هخامنشی مادی ) آذربایجان ( خوانده شده است ، عهد عتیق شریعت مردم ماد وپارس رایكی دانسته است ۰۰نخست بایست به این موضوع متوجه باید بود تورات كتاب موسٰی )ع( است كه بنابه عقیدهُ مذهبی1500 قبل ازمیلاد مسیح وبه عبارت دگر3500 سال پیش ازامروزنازل شده است هیچ مطلبی د ربارهُ شریعت أذربایجان ومادوفارس د رآن به چشم نمی خورد ثانیٱ اینكه دانیال نبی بحیث گزارشگرواقعات بابل نیزازماد بزرگ یاماد خورد و آ ذ ر بایجان یاشریعت آن یاد نكرده است ، تاجائیكه معلوم است مادها كرد تبا ر بوده اند كه د رایلام ومناطق اطراف آن میز یسته اند ۰د ركتاب دانیال نبی كه جدا ازتورات منتشگردید ه آمده است نام اصلی داریوش ) گو بارو( بود ۰داریوش 120سا ترا پ داشت) ساتراپ واژهُ یونانی است كه د رآنزمان د ر اروپاوآسیای غربی كاربرد این واژه معمول بوده است كه د رسایر نقاط آسیا معادل ساتراپ )گورنر جنرال ، خان ، امیر ، شاه باج پرداز ، والی خود مختار ( مورد كار برد بوده است ، د ردایرة المعارف جد ید بریتانیا داریوش شخصیت خیالی وافسانوی خوانده شده است طبق روایات تاریخی زمانیكه داریوش پادشاه بابل شد 62 ساله بود ه است ، دریكی از تبلیغات ناسیو نالیست های ایران آمده است برخی منابع بی اساس خواسته اند آذ ربایجان رااز نژاد تاتار ومغول معرفی كند ۰۰۰۰ ارایهُ چنین مطالبی یك دیده د رائی ساده لوحانه وانكار ازتورك تبار بودن آذ ربایجانی ها است ۰ آ ذربایجانی هاتاآنجاكه خودشان میگویند: ) 30 میلیون نفوس دارند ( بیشتر ازدوثلث آن د رایران وكمتراز یك ثلث آن د ر ماورای قفقاز د رنخجوان ، باكو وسایر ایلات آذ ربایجان زندگی مینمایند ، ناسیونالیست های ایرانی میگویند : آذربایجانی ها، هم قبل ازاسلام وهم بعدازاسلام همیشه پارسی نوشته اندوپارسی صحبت كرده اند ، این قوم راآذری گفتن خنده آوراست ۰ بااین استدلال ضعیف آنهاممكن است خواسته اند بیشتراز 2000000 میلیون نفوس آذربایجان راكه د رایران زنده گی مینمایند اغفال نموده به آنهاروح غیرآذری وتورك بد مند وروی آرزوهای ایشان درمورد ایجاد ایالت خود مختار وجمهوری خودمختاربصورت فدرال را د رقلمروجغرافیائی ایران باخاكستراینگونه تبلیغات ساده لوحانه بپوشانند وازرشد تمایلات اتنیكی آنها با جمهوری مستقل آنها د رماورای قفقازد رآذربایجان ) باكو ونخجوان ( جلوگیری نمایند ، د رغیرآن هرذیشعوری د رك مینماید كه نژاد هاچه تورك وچه عرب ،چه فرنگ وانگلیس، چه روس یاجرمن ، باصحبت كردن به فارسی د رجملهُ نژاد فارس یافارسی زبان محسوب نمیشوندچنانچه خود ایرانی هامیدانند كه ارمن ها ، عرب ، تركمن ها، اوزبیك ها ، كلدانی ها ، آشوری ها، كرد ها، ودیگران كه د رایران زنده گی مینمایند همه فارسی صحبت میكنند وتمام شاهان وامپراتوران تورك تبار د رپانزده قرن گذ شته فارسی صحبت میكرد واین زبان راد رقلمرو خود هابحیث زبان تفاهمی بین تمام اقوام ساكن د رمناطق تحت فرمان شان قرارداده بود ند هیچكدام آنها ازنژادفارسی زبان یاتاجیك محسوب نمیگرد ند ، دانشمندان ، جامعه شناسان اتنیك شناسان ، تیوریسن های سیاسی اجتماعی وسایر صاحب نظران هیچگاهی نسبت نوشت وخوان ویاصحبت كردن به زبان غیراتنیكی اصالت نژاد واتنوگرافی آنهارا مانند ناسیونالیست های فارسی زبان زیرسوال نبرده اند۰د ردنیای معاسر هزاران ایرابی به زبان فرانسوی ، انگلیسی ، جرمنی ، روسی می نویسند ، میخوانند وصحبت مینمایند كه هیچكدام آنها اصولآ فرنگ تبار، انگلیس تبار، روس ویاژرمن تبارشمرده نمیشود ۰زبان وسیله وافزار تفاهم بین نژادهاواقوام است كه هیچگاهی براصالت نژادهاتاثیرندارد چنانچه د رهند وستان سلا لهُ اوزبیك هاوتورك های باقیمانده ازدوران امپراتوری تورك تباران به مرورزمان زبان اتنیكی خودرافراموش نموده مطابق به محل سكونت خود یكی ازبانهای قارهُ هند رافراگرفته و به گن تكلم میكنند ، دانشمندان هند همیشه آنهاراتورك تبارهای هندی زبان مینامند همچنان اولاد واحفاد هزاران پشتوزبان باقیمانده از دوران سلطنت اهمدشاه باباد رقارهُ هندبه مرورزمان زبان پشتورافراموش كر ده زبان محیط زنده گی خود رافراگرفته اند ، دانشمندان هیچوقت آنهارابراساس زبان تفاهمی شان آنهاراهندی تبار نمیگویند بلكه پشتون تبارهای هندی زبان میگویند ، د رامریكا وكنادا حدود 145 نژاد بازبانهای مختص به خود صحبت مینمایند اما د رامریكا زبان انگلیسی و دركاناد ازبان انگلیسی وفرانسوی زبان تفاهمی بین تمام ساكنین آنكشور میباشد كه همهُ آنهاشهروندان ایالات متحدهُ امریكا وكاناد ا هستند اما هیچكدام آنها علی الرغم طرح وتصور ناسیونالیستان ایرانی وعلاقمندان متأسف خاص فارسی زبان ها نسبت صحبت به انگلیسی وفرانسوی ، انگلیسی یافرانسوی تبارشمرده نمیشوند ٫ برخی ازناسیونالیستان فارسی زبان استد لا ل مینمایند كه ) اصطخری د رقرن چهارم لسان اهل آذربایجان راپارسی گفته وزبان ارمنستان راعربی وپارسی نوشته است ( معتـقد ین این نظر متوجه نمیشوند ویانمیخواهند متوجه شوند كه هنوز ارمن ها د رهركجای دنیاكه باشند وبه هرزبانیكه تكلم مینمایند، ازلحاظ نژاد ارمن وارمنی تبارهستند وآذربایجانی هانیز تورك تبار وآذربایجانی هستند . افلاطون د رقرن هفتم قبل ازمیلاد گفته بود :روح مانند كبوتریست كه به پروازمی آید وبه قالب جسم حلول میكند وقتی حیات انسان به پایان میرسد مانند كبوترازقالب جسم بیرون پروازمینماید . این گفتهُ افلاطون درٱنزمان ومدتهای بعد قابل قبول برای ارادتمندان وی بود اما د رقرن 21 نسبت بالارفتن میزان فهم وآگاهی علمی انسانهاممكن است این نظریهُ افلاطون به ذهن یك ابجد خوان نیز قبل ازآنكه پذیرفته شود سوال هائی را ایجاد نماید .د رتاریخ مذاهب آمده است د رقرن چهارم میلاد مسیح پیشوایان مذهب مسیحیت گرد بودن ومتحرك بودن زمین را قبول نداشتند وفكر میكرد ند كه زمین مسطح وهموار است هرشخص تاآخرآن برود به پائین سقوط میكند امروز این نظربرای خود مسیحیان وحتٰی برای اطفال آنهامضحك خواهد بود ، ازاین سبب د رعصر حاضربگفته های قرن چهارم اسطخری چسپیدن وتلاش برای قبولاندن آن برای دیگران بمانند آب درغربال كردن ویاآب د رهاون كوبیدن است زیراهمه میدانند كه هنوزآذربایجانی هاتورك تباروآذری اند وارمن ها هنوزارمنی نژادهستند . برخی از فارسی زبانهای پیرواندیشهُ طراحان ایران بزرگ استدلال میكنند كه ابوالعلٰی گنجوی .مجید یلقانی . خاقانی شروانی وسایر شاعران آذربایجانی د رزمان خودشان د رقرن ششم به فارسی اشعار دیوان خود راسروده اند ازاین سبب آنها فارسی زبان وجزء لایتجزای ایران زمین وازنژاد فارس اند . آنهامتوجه نیستند كه ظهیرالدین بابر امپراتورتورك تبار كه قارهُ هند خراسان بزرگ شامل اراضی افغانستان وایران امروزی وآسیای مركزی تاماوراألنهررازیر بیرق خود داشت دیوان اشعار ونوشته های فراوانی به فارسی دارد آیامیشوداورا فارس نژادویاایرانی تبارخواند؟ البته نه إ تیمورشاه پسرارشد احمدشاه باباد رافغانستان كه پشتون تباربود دیوان اشعارخود رابه فارسی سروده است آیامیشوداورا ایرانی تباریافارس نژاد و یاتاجیك نژاد گفت؟ البته نه إپایان2005 میلادی
نوشته شده توس طدولتی @








سؤاستفاده ازنام حقوق بشربرای تعجیز مخا لفین سیا سی

سیداحمدشاه دولتی فاریابی





وقتی درسال1977میلادی سازمان حمایت ازحقوق بشربنام امنیستی انترنشنل یاسازمان عفوبین ا لملل درنتیجه ً فعا لیت صادقانه در دفاع معقول ازحقوق زندا نیان سیاسی وانتقاد مؤثرمتكی به برهان قاطع بر عملكرد دولت هاجائزه صلح نوبل رابدست آوردكه مبالغ هنگفت وقابل توجهی را دربرداشت بازارتشكیل وتشكل سازمانهای دفاع ازحقوق بشربصورت ( ان . جی. او ) درسراسرجهان گرم شد. چنانچه تنها درایالات متحدهً امریكادوصد ان. جی. او. یا سازمان غیردولتی بنامهای گوناگون ایجادگردیدكه بصورت كل دفاع ازحقوق بشردرمحوراهداف انسانی وهومانیستی آنهاقرارداشت وتلاش برای نایل شدن به جائزهً صلح نوبل وبدست آ وردن پول هنگفت ازجملهً آرزووآرمانهای نفسانی آنهابودكه بمثابه رگ وریشه هادرقاعدهً این اهداف انسانی پیوندزده شده بود. باگذشت زمان رویش ود وِش ریشه های مخوف راسیونالیزم وخود محوری درنهاد بعضی ازگرداننده گان این سازمانهای دفاع ازحقوق بشر باعث كژرویهای آنان گردید وایشان به امیددست یافتن به آرمان نهفته درنهادشان كه رسیدن به خرمن پول لایزال واستفاده ازآن بودآنهاراازاهداف عالی ا نسانی كه درروزنخست دربرنامه عمل سازمان دفاع ازحقوق بشرمنسوب بخودمنعكس نموده باحلف وفاداری به این آرمان مقدس هومانیستی مصمم برتلاش ورزی برای عملی كردن آن بود نددورساخت وواداشت حركات ، سكنات ، رایزنی وگزارشات خودرا طبق خطوط پینك وابروی زورمندان كه مظهرمشی سیاسی واراده سلطه گری آنهابردیگران است وفق بدهند. دراین چند سال اخیرهرعمل غیرانسانی وضد بشری آنهاراباخاموشی زیرپرده تائیدقراردادندوبرای جلب توجه لطف آمیززبردستان بسوی خودگده های كاغذرابنام گزارش ازنقض حقوق بشرسیاه كردندوتلاش ورزیدند دست وپای عده ئی را باتاروزنجیراتهامات بربندندوبر پیشانی آنهاتاپه های سیاه سیاسی رابنام ناقض حقوق بشربكوبند تا ازاین طریق به اهداف نفسانی خویش دست یابند درحالیكه وظیفه انسانی وهومانیستی كارمندان سازمانهای مدافع حقوق بشرطبق برنامه كاری آنهاارایه گزارشهای بیطرفانه ازعملكرداشخاص وافراد سركش ازقوانین هومانیستی بین المللی ا ست نه موضع گیری های سیاسی علیه این وآن ۰ كوفی حنان سرمنشی ملل متحد درپنجاونهمین اجلاس كمیسیون نظارت بر حقوق بشردرهفته ا خیرماه اپریل سال 2005 درژینؤگفت : كمیسیون حقوق بشرتاحدی پسیف گردیده ازنفوذآن كاسته شده است. منظوراواحتمالا عدم ارایه گزارش ازسوی فعالین درعرصه حقوق بشردرمورد قربانیان ناشی ازحملات هوائی نظامیان امر یكا درعراق وافغانستان بود .انتقا د كوفی حنان دراجلاس كمیسیون نظارت برحقوق بشرنه تنهابراعضای این اجلاس بود، بلكه برسازمانهای حقوق بشرجهانی دركشورهائیكه بصورت ان جی او فعا لیت مینمایندواز آنچه درعراق وافغانستان میگذرد، گزارشهائی لازمی راازعملكردنظامیان امریكا ارایه نكرده بودند، نیزبود. زیرا كه این سازمانهای فعال درعرصه نظارت برحقوق بشراگرموضع گیریهای سیاسی را كنارگذا شته طبق معیارهای ذ كرشده دربرنامه های كاری شان بصورت بیطرفانه عمل كنند ودرگزارش خودآنچه می نویسند ، آ ئینه وار یعنی بدرا بد۰ بد تررا بدتر منعكس بسا زند میتوا ند منبع ومؤخذ خوبی برای حقیقت یابی به ارگانهای مربوط ملل متحد درباره نقض حقوق بشر وشناخت فاعلین حقیقی آ ن گردد۰
دوكتورلارهیجی ازفعالان حقوق بشردرفرانسه میگوید: اكثریت كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد كسانی هستند كه دركشورهای خودشان حقوق بشرمراعات نشده به كرات نقض میشود. اومیگوید امریكایكی ازنقض كننده گان حقوق بشرونقض كننده منشور ملل متحد است. چناچه بدون اخذ مجوزازشورای امنیت ملل متحد درسال1998به casavo وصربستان (یوگوسلاویا)حمله كرد ود رسال 2003 به عراق حمله وآ نرا اشغال نمود۰ اگراین گفته فعال حقوق بشر زیرذ ره بین تجزیه وانا لیز قرارداده شود روشن میگردد۰اشخاصیكه خود ازجمله ناقضین حقوق بشربوده ویامتهم به نقض حقوق بشروجنایات جنگی باشند نمیتوانند بعنوان مدافع حقوق بشر درعرصه هومانیزم فعالیت نمایند. زیرا ا ین تیپ افراد كه برای رسیدن به اهداف سیاسی سترا تیژیك خودحقوق بشررا خرمن خرمن زیرپاكرده اند۰هرگونه شعار آنها درمورد حفاظت ازحقوق بشرجزفریب ا ذ هان عامه وپرده انداختن بالای جرم وجنایت شان چیزدیگری نمیتواند تلقی گردد۰
سازمان حقوق بشرطالبان بریاست عبدا لرحمن هوتك كه به اجازه دولت افغانستان فعال شده ودركابل دفتر رسمی دارد، ازهمین قماش است ۰
دوكتورسعیدمحمودی استاد حقوق بین الد ول در دانشگاه ستاكهلم پایتخت سویدن میگوید: قطعنامه ها وگزا رشهای سازمانهای حقوق بشر دركشورهای مختلف ازلحاظ حقوقی مرعی الاجرا نیست. چه اینگونه قطعنامه هاوگزارشات نشان دهنده نظرسیاسی كشورهای عضو كمیسیون حقوق بشردرملل متحدویا سازمانهای حقوق بشرا ست كه بصورت ( ان . جی . او ) فعا لیت مینما یند ۰صدورقطعنامه هاوا رایه گزارشات ازطرف آنها صرفاً جنبه اخلا قی وباز دارنده گی دارد وهوشداردهنده است ۰
اما آنچه قابل مكث است اینست كه سازمان حقوق بشرطالبا ن وهومان رایت واچ تلاش میكنند آنچه آنها میگویند هرچه سریعتر عملی گردد ۰توجه كنیدبه جنایت طالبان : بتاریخ بیست وسه دسامبر1998ویلیام ریب خبرنگاربی بی سی گفت : درگزارش سازمان ملل متحد كه ازقول شش نفرشاهدان عینی پس ازا شغال مزار شریف توسط طالبان تهیه شده است گفته شده یكهزاروپنجصد نفر توسط طالبان درمزارشریف وشبرغان كشته شده اندكه اكثرآنهااوزبیك ها وهزاره ها بوده اند كه هشتصدنفردرمزارشریف كشته شده وعده ئی ازهزاره ها دراسار ت طالبان درآمده اند۰۰۰۰۰۰ ظاهرطنین مدیربخش افغانستان وآسیای میانه در رادیوبی بی سی بتاریخ 6 جنور ی1999 ضمن تبصره درباره قتل وترور شخصیت های افغانستان درقلمرو پاكستان گفت : سازمان عفو بین الملل امنیستی انترنشنل ازقتل وترورافغانها در پاكستان ابرازنگرانی كرده است ۰به دنبال قتل نظر محمدوزیردفاع پیشین وعضوگروه صلح درماه جولای 1998 هاشم پكتیانی ژورنالیست ونطاق تلویزیون افغانستان دراوایل ماه نوامبر همانسال درپشاور ترورشد. همچنان دگروال لطیف وجنرا ل شیرین آغا بعلت فعا لیت های سیاسی جهت حل بحران افغانستان درماه نوامبر درپاكستان بقتل رسید ۰۰۰۰۰۰۰۰ درهمان سالها ازطریق رسانه ها اطلاع داده شده بودكه رژیم طالبان باجلب همكاری مقامات پاكستان حدودپنجهزارنفررادرپشاور وسایرشهرهای پاكستان كه افغانهادران بقسم پناهنده ومهاجر زنده گی مینمایند ، توظیف كرده است تامخا لفین طالبانرا طرف پیگردقراربدهند. ا ینگونه تلاشها مطابق به پروگرام آی . اس .آی شبكه جاسوسی پاكستان بودكه دگروال یوسف معاون این شبكه درنوشته هایش به وضاحت گفته است پلان مادروقت جهاد افغانستان نه تنها تخریب كابل وسایرشهرهای افغانستان وقتل وترورروسهاوكمونستهای افغان بود، بلكه فرا ری ساختن این كمونستها نیزبود۰۰۰۰۰
مطالب فوق شمه یی از جنایات طالبان است كه درطول مدت زمامداری خود درافغانستان وپاكستان انجام داده اند ۰سازمانهائیكه خود رامدافع حقوق بشرقلمداد نموده افغانستان را زیر پوشش گزارشهای خودقراداده اند. كاملا ٌ پرده ازجنایات طالبان نبرداشته اند . بخصوص كمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان ، هم صدابادولت وكابینه پریزیدنت كرزی به میزبانی وپذیرائی ازطالبان درا رگانهای دولتی دست به سینه ایستاده اند. اما وقتی سخن ازنقض حقوق بشرو جرایم جنگی به میان آید، چشم ودهان همه بسوی نورد ایلیانسی درافغانستان باز میگردد واگرسخنی هم لازم آیدكه درباره عملكردهای جنایتبارطالبان ازدهان وزبان كسی فرو ریزد آنقدر جملات قالب شدهٌ انتزاعی غیركانكریت وگمراه كننده ارایه میگردد كه حتی به نفع طالبان انجا میده راه ورودآنهارابه پست های قانون گذاری ، اجرا ئی وقضائی مساعد میگر داند۰حمایت ازجنایتكاران اگر جنایت است، حامیان طالبان درشمارآ نها اند ۰ بعضیها میگویندطالبان باتمام جنایاتیكه انجام دادندوانجام میدهند اكنون درنتیجه تاثیرات اتنیكی ونیفوتیزم كه بالای افراد دارای خصلت قبیله گرائی بیشتر وارد می آید به جگرگوشه های دولت كرزی تبدیل شده است۰ مواد خام آمیخته بادروغ پردازیها به سازمان حقوق بشر خارج ازافغانستان تهیه میكنند بخصوص علیه آنهائیكه به حمایت امریكائیهابرضدطالبان جنگیدند، بناءٌ گزارشهای سازمانهای حقوق بشرراكه چه ازطرف افراد طالبان وچه ازطرف افراد دیگر باموضع گیری های خاص علیه این وآن تهیه گردیده باشد، نمیتوان آن را دوراز اغراض تلقی نمود
بایدگفت اگر طالبان ورژیم او خوب بود، چرا قوای ائتلاف برهبری امریكابه افغانستان حمله كرد وبا بمباردهای مهیب وتخریب آبادیها وكشتارمردم كه در جنوب كشورهنوزادامه دارد، رژیم طالبان را به كمك نوردایلیانسی سرنگون ونابودكرد وبیست زندان درداخل افغا نستان برای حبس جنگجویان طالبان وهوا داران آنهاایجادنمودوزندان گوانتانامورادركوبابنام طالبان وتروریستان القائده افتتاح كرد ؟؟
اینها مسائلی ا ست قابل توجه سازمانهای حقوق بشروازجمله هومان رایت واچ كه تلاش داردافغانستان رازیرپوشش گزارش خود گرفته وقتاٌ فوقتاٌ درباره افرادیكه خوشش نمی آید، چیزی بنام گزارش نوشته و منتشرسازد ۰آنچه قابل یاد دهانی است اینست كه گزارشگران سازمانهای حقوق بشرنباید جنایات طالبان وحامیان آنهارا درپرده ابهام بگذارند وبا اغماض ازآن بگذرند ویاگزارشات خودرامانندگزارش 133صفحه ئی هومان رایت واچ بارنگ وبوی سیاسی بیالا یند۰ درگزارش هومان رایت واچ كه نام عده ئی از سران تنظیمهای جهادی وقوماندانهای نو ردایلیانسی حریف سیاسی طالبان بحیث مجرمان جنایت جنگی تذكاریافته واین موضوع به طبع بعضی ازكارمندان افغان تباررادیو بی بی سی خوشگوار افتاده تاحال چندین بار به وقفه هاازطریق این رسانه جمعی كه افغانستان راباشانزده دستگاه برودكاستینگ رادیو اف ام زیرپوشش خبری خودگرفته است، انتشارداده به اصطلا ح باشن وفرط برای برجسته ساختن محكومیت آ نها اززبان گزارشگرهومان رایت واچ تبصره هائی نموده وگاهی ازمخالفین ائتلاف شمال مثل طالبان وهوادارانش مناظره های رادیو ئی را سازماندهی كرده برای صحه گذاردن وموجه جلوه دادن محكومیت آنهائیكه بدشان می آید، دست وپازده اند كه دروا قع همین تلاش های غیرعا قلانه آنها نیز باعث شده است رنگ سیاسی گزارش هومان رایت واچ جلی ترگردد وآنرا ازدیدگاه ریالیستان ازاعتبار ساقط ویا آلوده به اغراض سیاسی متجلی سازد. چنانچه دریك مناظره رادیویی بتاریخ 12جولای 2005حتی صدیق پتمن یكی ازكادرهای حزب افغان ملت كه فعلا معین وزارت معارف افغانستان است وهمیشه درتبلیغات بی بی سی برضدائتلا ف شمال ممد واقع میگردید نیزنتوانست ازسیاسی بودن گزارش هومان رایت واچ اغماض نمایدو گفت :( دهومان رایت واچ گزار ش څه ناڅه سیا سی شویده) این گفته اوبه اداره كننده مناظره رادیوبی بی سی درسرویس پشتوغیرمنتظره بود. زیرا هروقت ازافغان ملتی هاسخنان فراوان درمخالفت باقوماندان هاوسران تنظیمهای ائتلاف شمال را شنیده بود۰
فكرمیشودافراد مؤظف به جمع آوری فاكتهادرسازمان هومان رایت واچ درافغانستان درحصارگروه طالبان دركابل وهواداران علاقمندبه قبیله گرائی طالبان درداخل وخارج افغانستان قرارگرفته است كه نسبت دخیل بودن اراده غرض آلود ایشان گزارشات هومان رایت واچ ازمسیراصلی اش خارج گردیده است ویاشاید هومان رایت واچ پالیسی دفاع از پشتون های مخالف طالبانرا كه امریكا درآغازحمله به طالبان بقسم تاكتیكی درپیش گرفته بودرهانكرده دودسته به آن چسپیده ا ست وروش مستقل جدا ازسیاست دولت را كه لازمه یك سازمان مدافع حقوق بشراست، درپیش نگرفته است ، چنانچه درگزارشهایش معمولا آنچه كه ازرسانه ها شنیده میشود ازاصطلاحات به شدت كریه شده سیاسی نظامی كه دولت ویا رسانه هااززبان دولت بیان میكنند، مثل جنگ سالار، جنایتكاروامثالهم استعمال مینماید وهمان پالیسی دوایداندرول دولت هاراكه برای تحكیم پایه های قدرت بكارمی برد ، بكار میگیردوبه دامن زدن به اختلافات قومی می پر دازد وخود مرتكب نقض
احكام مواد مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشرمیگردد ونقش دولت را بازی میكند وگاهی پای خودرا ازگلیم خویش فرا ترخزانیده خارج ازصلاحیتش به رئیس جمهورافغانستان دساتیر صادرمیكند وحكم مینمایدكه محكمه جنایت كاران جنگی را تشكیل وجنایت كاران رامحاكمه نمایدوخلاف پرنسیپ های حقوقی ومحاكماتی ازشخصیت های نظامی وجهادی ائتلاف شمال كه درهمكاری باامریكائیها گلیم رژیم طالبان رابرچیدند، نام می بردوقبل ازحقیقت یابی خودرابجای مسؤل یك دادگاه باصلاحیت قرارداده آنهارامتهم به جرایم جنگی میسازد درحالیكه هومان رایت واچ ممكن است ازنكات آتی الذكر آگاهی داشته باشد متاسفانه به آن توجه نكرده است:
اول : هنوزدرافغانستان هیچكس ازطرف محكمه باصلاحیت ملی وبین المللی بعنوان مجرمان جنایات جنگی شناخته واعلام نگردیده است. بناءٌ باذكر نام اشخاص آنهارا جنایتكار جنگی قلمداد كردن مغایرمحتوای اعلا میه جهانی حقوق بشراست كه هتك حرمت را منع میكند۰
دوم : رئیس جهوریك كشورصلاحیت ایجادمحكمه رسیده گی به جرایم جنگی را ندارد واصولا ٌ زیرفرما ن ساز مان حقوق بشرهم نیست تا دستورات اوراعملی نما ید
۰سوم : تصمیم گیری برای ایجادمحكمه رسیده گی به جرایم جنگی طبق احكام منشورملل متحد مربوط به سازمان ملل متحد است كه بادوثلث آرا ی موافق آن ساز مان ،صلاحیت محكمه رسیده گی به جرایم جنگی رسمیت پیدامكند كه این موضوع درفقره ٌ دوم ماده یک صد وهشت منشورملل متحد به وضاحت بازتاب یافته است.
چهارم : سازمانهای حقوق بشر دركشورهای دنیاصلاحیت فرماندهی برای ایجاد محكمه رسیده گی به جرایم جنگی وصدوردستورودیكتات بر رهبران كشورهاراندارندونمیتوانندبه كسی دستوروامرونهی صادر نمایند.
پنجم : كمیسیون نظارت برحقوق بشرملل متحد صلاحیت دارد پیشنهاد رسیده گی به جرایم جنگی را به دارالانشاء مؤسسه ملل متحد ارایه نموده وازاین طریق درمجمع عمومی آن سازمان پیشنهاد نماید. آنهم بشرطیكه توسط كمیسیون حقیقت یاب بعدازمطالعات وتحقیقات لازم باجمع آوری شواهد كافی درمورد مجرمیت ا شخاص وا فراد ، مجرم شناخته شدن شان حتمیت وقطعیت یافته باشد ۰
دریك دیباچه ومناظره رادیوئی كه ازطرف بی بی سی به تاریخ21 جولای2004بمنظوربررسی اوضاع افغانستان ترتیب گردیده ، حبیب اله رفیع ازاكادمی علوم كابل دوكتور مهدی سفیر درزمان حاكمیت رئیس جمهورربانی ، دوكتورا سپنتااستاد حقوق وعلوم سیاسی دردانشگاه آلمان شركت داشتند. دوكتوراسپنتاكه فعلا بحیث مشاورحقوقی رئیس جمهور كرزی دركابل كارمینماید دریك واكنش درمقابل رفیع دررابطه به طالبان اظهارداشت : تفكرطالبانی درذات خودیك تفكرجنایتكارا نه ا ست. همان قسم كه ناسیو نالیزم دركشورهای اروپائی جرم تلقی میشود ، مقایسه طالبان باقوماندان های وفادار به دولت وزیر فشارقراردادن آنها راه درستی نیست ، تجربه شده كه دولت قوماندانی راعلیه قوماندان دیگر تقویه كرده واین سبب بروز نا امنی وبی اعتمادی به دولت كرزی شده است ۰ما دیدیم كه همیشه جنگ سالاران غیرپشتون باهم به جنگ واداشته شده اند ۰به عقیده من ایجادبحران ومنطقوی كردن جنگ هیچگاه به نفع دولت مركزی نیست كه متاًسفانه ازطرف روشنفكران اقوام ونخبگان سیاسی سازمان داده میشود.
اكنون دوكتوراسپنتاراهم درقسمت طالبان وا فشاكردن جنایات آنهاخاموش كرده اند ویابه اصطلاح دركان نمك رفت ونمك شد، صدق كرده است ویا ممكن است سخنان اودر باره طالبان وتاكید برای كنارگذاشتن آنهاازارگانهای معتبردولتی مشوره های حقوقی وسیاسی دراین باره به رئیس جمهور، به مثابه آب درغربال كردن وچكش زدن به آهن سردخواهدبود۰ عده یی ازرهبران طالبان كه به حمایت دولت افغانستان درحال تبدیل شدن به اژدها ی قبل ازهجوم امریكا به افغانستان ا ست وسازمان دفاعی آنها باكمیت قابل ملاحظه دركابل وخارج بنام دفاع ازحقوق بشرفعالیت مینماید به پنهان كاری جنایات آفتابی خویش درتلاش است گفته میشودسازمانهای حقوق بشركه دركابل نماینده دارند، مطالب گزارش خو درا شناخته یاناشناخته به همكاری هوادران طالبان تهیه میكنند اگر این شایعات درست باشد لازم است بخاطرحفظ اعتبارسازمان شان به شیوه برخوردباقضایا وجمع آوری فاكتهاومطالب گزارشی تجدید نظر نمایند ۰درقانون نظامی امریكابنام مسؤلیت فرماندهی گفته شده كه مقامات بلند رتبه دربرابراعمال زیرد ستان شان مسؤل اند. اگرسازمان هومان رایت واچ باتكیه به این بند قانو ن نظامی امریكا سران تنظیمهای جهادی وقوماندان های ائتلاف شما ل را مسؤل جرم ومرتكب جنایات جنگی قلمداد نموده باشد ،نیزبه دلایل ذیل قابل توجیه نیست :
نخست اینكه جنگجویان ضد طالبان نوردایلیانسی درآن زمان تابع مقررات نظامی امریكانبوند وهنوزهم نیستند ومقررات خاص خودرادارند. ثانیا ٌ اینكه قوماندان های ارشد نورد ایلیانسی( ائتلاف شمال) درجریان جنگ باطالبان هركدام طی كنفرانسهای خبری بابیش از۳۰۰خبرنگارداخلی وخارجی كه درشمال افغانستان بودند به كرات اظهارداشته اندكه خلاف نورماتیف هاومقررا ت ملی وبین ا لمللی ومغایرمعیارهای حقوق بشر امری به زیردستان صادرنكرده اند وهرعمل جرمی كه ا زافرادزیرفرمان شان سرزده باشد،مطابق حكم اعلامیه جهانی حقوق بشرخود شان حق دفاع ازخودرادارند. ادمیرال قوای بحری امریكا البرت تیچر كه بد رفتاری بازندانیان زیرفرمان آ نكشوررا رسما ٌ بررسی كرده بود، درماه مارچ 2005 میلادی گزارش داد كه بدرفتاری بازندانیان ازطرف محافظین آن نتیجه ازبین رفتن نظم ودسپلین درقطعات نظامی بوده است . پنتاگون مسؤل نیست ۰
ا شاعه این مطلب درگزارش رسمی یك مقام بلند رتبه نظامی ایالات متحده امریكا نشان میدهدكه درجریان جنگ گاهی بی نظمی وبی دسپلینی بین قطعات نظامی ممكن است روی بدهد. مثلا ممكن است فرمانده یا معاون او یاهردونسبت كشته شدن ، زخمی شدن، اسیر شدن ویاتسلیم شدن ازخط محاربه خارج گردد ویا نسبت قطع ارتباط مخابره وسایرامكانات تماس بین سربازان محارب ومركز فرماندهی به وجود آمده بی نظمی وبی دسپلینی دراموروعملكردهارخ بدهد كه دراین صورت هرشخص ازعملكرد خویش مسؤل است بنابه همین سبب است كه دراعلامیه جهانی حقوق بشر، كتاب مقدس مسیحیان ومسلمانان تاكید شده است كه هیچكس به جرم شخص دیگرمحاكمه ومجازات نشود۰ والسلام






بیان حقایق ازجنگ باشوروی درافغانستان اززبان معاون استخبارات ‌پاکستان
قسمت اول
سیداحمد شاه دولتی فاریابی

دگروال یوسف معاون اداره جاسوسی پاكستان دریك نوشته مجلدبنام(فاجعه قرن ما) درارتباط به جنگ علیه قشون اتحادشوروی وحكومت برسر اقتدار آ ن دوران مطالبی مستـندازعملكردهای خودومقامات بالاترازخوددرپاكستان وخارج ازآ ن بحیث حقایق انكارناپذیرارایه كرده است كه بعضی ازاین اسناد تاریخی ازلابه لای كتاب فاجعه قرن مابصورت التقاتی جمع بندی شده باتبصره های قصیر ولازم بشرح ذیل به دو قسمت ارایه میشود: دگروال یوسف معاون( آی ۰ اس۰ آ ی) پاكستان درمقدمه كتابش نوشته است : من بحیث رئیس شعبه افغانی در آی۰اس۰آی نه تـنهامسؤلیت آ موزش نظامی وتسلیح مجاهدین را برعهده دا شتم بلكه عملیات ایشانرا نیزپی ریزی میكردم ، هدف ما این بودكه افغانستان آهسته آ هسته بایدبه آ تش كشیده شود ۰۰۰۰« ۰ هدف جهادعلیه اتحادشوروی كه دردهه ۱۹۸۰ میلادی ازطرف ایالات متحده امریكا ومتحدین غربی آ ن باجلب همكاری عربستان سعودی وكشورهای اسلامی حوزه خلیج وشرق میانه وحوزه جنوب شرق آ سیاوپاكستان باپیش كشیدن شعار دین درخطر است براه انداخته شد فشارآ وردن بالای اتحادشوروی وگرفتن انتقام شكست امریكادرجنگ ویتنام بودكه درباتلاق سیاسی نظامی افغانستان گیر افتاده بود. سوال اینجاست كه پاكستان وشبكه جاسوسی آ ن چرا آ هسته آ هسته به آ تش كشیدن افغانستان راهدف خود قرارداده بود ؟؟ البته میتوان گفت آ غاز جنگ درافغانستان علیه شوروی دارای اهداف مثلث سیاسی نظامی مشترك بین امریكاوپاكستان بوده است به شرح ذیل:
اول ــامریكا باتهیه سلاح مرگبار ومخرب وتامینات لوژیستیكی نظامی برای مخالفین شوروی میخواست ازشوروی انتقام شكست درجنگ ویتنام رابگیرد وامكانات اشغال وحضور بجای شوروی درافغانستان را درماستر پلان نظامی آ ینده اش تدارك ببیند كه سرانجام بارویكار آ وردن طالبان به همكاری پاكستان درماه اكتوبر ۱۹۹۴وزمینه سازیهابرای گسترش جنگ داخلی برای ارزیابی روابط سیاسی اجتماعی وسبك وسنگین نمودن قدرت وتوانائی نظامی شخصیتهاوسران گروه های مسلح موجود درافغانستان بوده است تا بامطالعه شرایط بعدی كه بكدام جهت انكشاف مینمایددرصورت لزوم بازمینه سازیهای دیگر برای دست یافتن به آ نچه درماسترپلانش طرح بود دست به اقدامات بزند كه درماه اكتوبر سال ۲۰۰۱میلادی بابهانه قرار دادن حملات تروریستی به واشنگتن ونیویارك كه در ۱۱/ سپتامبر/ ۲۰۰۱ میلادی صورت گرفـت بعنوان خشكانیدن ریشه تروریزم بین المللی كه سازمان القا عده ورژیم طالبان (همكاران امریكا دردوران جنگ باشوروی) این بار برای سرزنش وسر كوب درمحراق توجه امریكا قرارگرفت وزیرحملات نظامی سنگین قرارداده شد، رژیم طالبان راباهمكاری نیروهای ائتلاف شمال نابود ساخت افراد مطیع و مورد نظر خودرا درمسند قدرت تكیه داد، بارنگ آ میزی های سیاسی تلاش كرد تا به آ ن صبغه مشروعیت ببخشدوهنوزتبلیغات دراین زمینه جریان دارد ، فعلا مشاورین امریكائی دروزارتخانه ها همان كاری را میكنند كه مشاورین شوروی دردوران ا شغال افغانستان میكردند۰۰۰۰۰۰۰
دوم ــ افغانستان كه دردوران رژیم شاهی وجمهوری سردارداؤد برسرمسئله پشتونستان وخط نام نهاد دیورند میراث شوم باقیمانده اززمان امیرعبدالرحمن خان باپاكستان طرف واقع گردیده منازعات متداوم لاینحل را دا شتـند ، وقتی علیه شوروی درسال ۱۹۸۰میلادی جنگ جهاد آ غازگردید پاكستان باسؤا ستفاده ازاوضاع ملتهب افغانستان به آ تش كشیدن آ فغانستان را هدف قرارداده است تاهرحكومتی كه درآ ینده به این سرزمین سوخته بانیام شكسته قدعلم كند نتواند مسئله خط دیورند وپشتونستان آ زاد رامانند گذ شته طرح نمایدودرصحنه رقابت های سیاسی نظامی درمقابل پاكستان امكان حضور یابد ۰
سوم ــ پاكستان بخاطررسیدن به همین هدف شوم سیاسی مسئولیت آ موزش نظامی برای مخالفین شوروی درافغانستان ، تـندروان وافراطیون دیگركه ازكشورهای مختلف شرق میانه ، آ سیای مركزی ، جنوب شرق آ سیا وپاكستان و عرب وعجم ازكشور های افریقائی وحوزه كارا ئیـب ، گرد آ ورده آ نهارا آموزش نظامی داده ومسلح ساخته درپهلوی مجاهدین به افغانستان به جنگ گماشته ورهبری آ نهارا درتمام مدت جنگ جهاد بدست خودداشته است ۰ به این حساب میشودگفت كه دركشتارمردم وتخریبات تاسیسات ، محلات مسكونی ،به آتش كشیدن مكاتب ونهادهای آموزشی ، قتل وترور استادان ومعلمان وشخصیت های سیاسی وفرهنگی افغانستان نقش اساسی داشته است كه دیریازود مورد مؤا خذه قرارخواهدگرفت۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
دگروال یوسف نوشته ا ست : در۱۹۸۳ (ده هزار تن اسلحه ومهمات ) راتسلیم شدیم این مقداردرسال ۱۹۸۷به( ۶۵هزارتن) رسید، برای هرتنظیم جهادی كه بیشترتخریبات میكرد بیشترسلاح داده میشد بالاترین مقداراین سلاح هابه گلب الدین حكمتیاررهبرحزب اسلامی داده میشد یعنی ( ۲۰٫۱۹ % ) ـــ ازمجموع سلاح واصله ( ۲۰ ٪ ) آ نرا بنام حق اردوی پاكستان بخودنگاه میكردیم و ( ۸۰ % ) آ نرا برای مجاهدین توزیع میكردیم ( واین بدان معنی است كه درحكومت اسلامی پاكستان اداره استخبارات آ ن نقش محتسب را درجمع آوری ده یك وعشربازی میكرد !! ) ۰ دگروال یوسف معاون استخبارا ت پاكستان درمورد تعداد آ موزش دیده گان نظامی ازجمع مجاهدین نوشته است : ازسال ۱۹۸۳تا ۱۹۸۶ میلادی مجموعا ( هشتادهزارنفر ) ازمجاهدین آ موزش نظامی دیدند ، هدف مانه تنها خروج شوروی از افغانستان بود بلكه طردومفرورساختن كمونیست های افغان ازكابل نیز بود كه بایدكابل مشتعل وتباه میگردید دگروال یوسف كه روزی بحیث متهم به جرم وعملكردهای نادرست آ میخته باخصومت سیاسی نظامی علیه كابل ، علیه افغانستان ومیلیون هانفوس آ ن جواب خواهد داد درجای دیگر كتابش نوشته ا ست : درجنگ ا فغانستان روزانه ( چهل میلیون دالر) به مصرف میرسید، شعله آ تش درافغانستان زبانه كشید مردم افغانستان مواد سوخت این جنگ شدند...) ۰ اگراین ارقام درست باشد دریكسال ( ۱۴میلیاردو ۶۰۰میلیون دالر و در۱۰سال ۱۴۶میلیارددالراز طرف امریکا ومتحدینش برای مهار کردن وشکست دادن شوروی به مصرف رسیده است که به گفته معاون آی .اس.آی. مواد سوخت این جنگ مردم افغانستان بوده اند .ممکن است معادل همین مقدار پول را شوروی نیز در جنگ برای بقای خود وحفاظت ازرژیم به مصرف رسانیده باشد.
درحقیقـت درنتیجه جهش جرقه های آ تش ناشی ازاصطكاك روبل ودالربوده است که دومیلیون نفر درافغانستان كشته ومعیوب گردیدند و بیش ازشش میلیون نفرآواره ومهاجر شدند وهزاران خانه وروستا دركشور تخریب ومؤسسات عام المنفعه وتولیدی منهدم گردید ۰دگروال یوسف مینویسد : اداره استخبارات پاكستان مجاهدین را آ موزش نظامی میدا د وعملیات جنگی ایشانرا پلان میكرد وبحیث مشاور بداخل افغانستان با آنها میرفت چناچه درسال ۱۹۸۴جمعا (۱۱تیم نظامی پاكستان)مصروف فعالیت درداخل افغانستان بودند كه هفت تیم درمقابل كابل ـ دوتیم علیه میدان هوائی شیندند ـ دوتیم در نواحی جلال آ باد ۰ درهر تیم حضوریك افسر پاكستانی كه پشتوزبان باشدحتمی بود . اعضای این تیم ها ریش میگذا شت ، قیافه مجاهد ین رابخودمیگرفت تا شناخته نشود۰ اگرآ نها دستگیر میشدند درتحقیق طبق آ موزشهائی كه دیده بودند بایدخودرا ا فشا نمی كردند واگر افشا میساختـند دولت پاكستان با دلایل مختلف آ نرا رد میكرد ، اعضای این تیم درحقیقت معلم ، مشاور ، مشوق وآ مركنترول كننده مجاهدین بود تا تخریبات جنگی بیشتر نمایند وپلان را تطبیق كنند ۰ بااین نوشته دگروال یوسف اعتراف كرده است كه خلاف نورماتیف های بین المللی بصورت غیر مجاز ومخفیانه به قلمرو قضائی وجغرافیائی افغانستان متجاوزاً داخل گر دیده با شاگردان آموزش دیده اش به قتل وكشتار استادان ، معلمان ، شخصیتهای فرهنگی وسیاسی ، و درتخریب مؤسسات تولیدی ، نهادهای آ موزش علم وهنر وبه آ تش كشیدن مكاتب وشفاخانه ها و دوكانهای شهرهاو ولسوالی ها دست دا شته است ۰ دگروال یوسف درباره تقلبات وجعل كاری های ژورنالیستان پول پرست نوشته است : بعضی ژورنالیستان كه بامجاهد ین بودند همواره باتملق ازگروه قوماندانیكه میزبان او بوده قلم فرسائی كرده ا ست ، جنگ ازپشاور جائیكه ژورنالیستان درآ ن گردهم آ مده بودند صدها كیلومتر دور تر در دا خل افغانستان جریان داشت ، بعضی ژورنالیستان بدنبال كدام قوماندان شتافته به كمك او یك جنگ ساختگی رادرپشاورتدارك میدید واز آ ن فیلم برداری شده ازطریق رسانه هاپخش میگردید ، بعضا چنین صحنه هادریونیفرم افغانی باخود مجاهد ین جنگ ساختگی را تدارك میدید كه ضمن آ ن ساختمان هارا بخاطر انهدام قبلا ماین گذاری نموده همانند هالیود صحنه سازی كرده فیلم برداری میكردند درچنین صحنه سازیها مجاهدین باشور وشوق زیاد به هرطرف فیرهای هجومی كرده هرنوع سلاح رااستعمال مینمود ودودغلیظی متراكم شده صدا های متوحش طنین انداز میگردید ،خوشی وشادمانی متزایدی برپابوده صحنه كاملا فیلم برداری میشد ،درنتیجه ژورنالیستهابه قوماندانهاپول ، آ برو وشهرت داده این فیلم ساختگی رابنام اینكه ازمیدان جنگ مجاهدین باكمونیستان گرفته شده دربازار های امریكاوجاهای دیگر به قیمت گزافی می فروختـند ) ۰ دگروال یوسف ازاین ژورنالیستان جعلكاركه خلاف مجوزمسلكی ازسطح شامخ ژورنالیست بین ا لمللی بودن به سطح یك معامله گر منفور سقوط كرده بجای منعكس نمودن واقعیت های عینی جامعه افغانستان به صحنه سازیهای دراماتیك پرداخته بااین جعلكاری ها اذهان عمومی بخصوص اذهان بیننده گان این فیلمهای جعلی سراپا دروغ را فریفته است نام نبرده وهویت آ نهارا افشا نكرده است اما اگر لازم به پرسش باشدعندالموقع نام وشهرت اینگونه ژورنالیستان جعلكاروتجارت پیشه ازدفاتر دروازه های ورودی هوائی وزمینی پاكستان بدست خواهدآ مدكه دگروال یوسف مكلف به پیداكردن آ ن خواهدبود چراكه گفته اند ( نگفته نداردكسی باتوكار ــــ چوگفتی بیاودلیلش بیار) ۰ دگروال یوسف برای اثبات قولش كه گفته بود روزانه چهل میلیون دالر به جنگ افغانستان بمصرف میرسد درصفحه ۱۱۹كتاب خود(فاجعه قرن ما) نوشته است : ویلیام كیسی رئیس سی . آی .ای درسال ۱۹۸۷تخصیص( سی میلیارددالر) مصارف جنگ رابدست آ ورده بود ، ویلیام كیسی ازاسلام آ باد به عربستان سعودی میرفت وازطرف شب پرواز میكرد تابارئیس استخبارات سعودی درمورد امدادمالی به مجاهدین مذاكره نماید ویلیام كیسی مسؤلیت تمویل پول نقد مصارفات جنگ جهادرابرعهده داشت ، وجوه تهیه شده ازطرف امریكا وسعودی ، ازطرف سی۰آی۰ئی ( شبكه استخبارات بین المللی امریكا) به حساب مخصوص بانكی كه تحت كنترول آی.اس.آی بود انتقال داده میشد ، این پول جدا ازوجوهی بودكه به خریداری اسلحه پرداخت میگردید، صدهاعراده موتر لاری باربری هزارهاقاطر، اسپ وشتر خریداری شده به اختیارمجاهدین قرارداه شده بود،پشتیبانی امریكاوعربستان سعودی واطلاعات استخبارات امریكانمی بود واگر سیا معلمین پاكستانی را آ موزش نمیداد مجاهدین فاقد آ موزش میماندكه درآنصورت جنگ مجاهدین درافغانستان به شكست مواجه میگردید )۰ دگروال یوسف معاون استخبارات پاكستان شرح نداده است كه ویلیام كیسی رئیس سی۰آی ۰ئی تخصیص سی میلیارددالرراكه درسال ۱۹۸۷قرین به خروج قوای شوروی بعنوان مصارف جنگ جهادعلیه شوروی بدست آ ورده بود آ یابه حساب مخصوص (آی۰اس۰آی ) پاكستان واریزكرد یانه ؟ اگر واریزكرده باشداین پول به مجاهدین توزیع شدیاخیر؟ چراكه سی میلیارد دالر با اعتبارقراردادن مصرف چهل میلیون درروزكه دگروال یوسف ازآن یادكرده محاسبه گردد مصارف بیشتر ازدوسال را احتوا میكند ۰ دگروال یوسف درباره میكانیزم مسلح ساختن مجاهد ین وتوزیع سلاح به آنهاچندمطلب رانوشته است كه فشرده ٱ ن به شرح ذیل است :
اول ــ سی۰آی۰ئی اسلحه راازمنابع مختلف خریداری كرده مخارج آنراتارسیدن به پاكستان میپرداخت ۰ دوم ــ آی۰اس۰ٱی سلاح ومهمات راتسلیم شده به قرارگاه های احزاب هفتگانه مجاهد ین درپشاور وكوئیته میرسانید وطبق پلان توزیع میگردید (برای هرتنظیم به تناسب تخریباتش درداخل افغانستان ) ۰ سوم ــ رهبران تـنظیمها، این سلاح های تخصیصیه رابه قوماندان های خودتوزیع مینمود .
چهارم ــسلاح های تهیه شده توسط سیا معمولآ اول درمیدان هوائی نظامی سعودی انبار میگردید بعدٱ توسط طیارا ت سعودی وگاهی باطیارات پاكستانی به پاكستان آ ورده میشد تا مداخلات امریكادرجنگ افغانستان آ شكار نگردد !) ۰ دگروال یوسف نام كشورهائی را نیزبصورت پراگنده ذكركرده است كه این سلاح های مرگبارومخرب را دراختیار مؤظفین تدارك اسلحه برای جنگ باشوروی درافغانستان تهیه وآ ماده استفاده مجاهدین میكرده اند ۰
معاون اداره جاسوسی پاكستان نوشته است : مادامیكه شوروی درمورداخراج قوای نظامی اش ازافغانستان به مذاكرات آ غازكرده نگرانی مقامات امریكائی افزایش یافت كه حكومت كابل شایدبدست افراطیون اسلامی بیافتدواحتمالآگلب الدین حكمتیاربمثابه یك خمینی دیگر وارد صحنه شود ۰ دراثر همین بیم وهراس بودكه امریكامشی مضائقه كننده خویش راعلیه مجاهدین بمیان كشید وكمك های خودرامتوقف ساخت ) ۰ این نوشته میرساند كه امریكاومتحدین آ ن به اخذانتقام ویتـنام ازشوروی به پیروزی دست یافته شوروی را وادار به خروج ازافغانستان نموده بودند، واین هدف اصلی ایشان بود كه به آ ن رسیده بودند اماناجوانمردانه مجاهدین رارهاكرده به همه آنان پشت نموده بودند كه كه قریب یك دهه آنهارا بادادن پول واسلحه همانندملیشه های جنگی خویش علیه شوروی استعمال كرده بودند وپاكستان باداشتن سلاحیت استخدام ، آموزش نظامی دادن ،مسلح ساختن وبه جنگ گماشتن آنهارا بدست آورده همانند مزدوران تخریبكار طبق پلان منظم برای تخریب آ بادی های افغانستان واداشته بود زمانیكه تنظیم های جهادی تنهازیرفرمان نظامیان پاكستان مانده بودندبعد ازناكامی درجنگ جلال آ باد احتمالآ نسبت عدم اطاعـت كامل ازآنهاویانسبت تقاضای تقسیم آنچه بنام تخصیصیه جنگ جهاد یعنی سی میلیارد دالروانبارسلاح ومهمات موجود درپاكستان منازعه بین آنهابروزكرد وهمین موضوع ممكن سبب شد كه پس از به قدرت رسیدن مجاهدین پاكستان نیزآ نهارا رهاساخت تنظیمهای جهادی بعدازبه قدرت رسیدن برسرتقسیم غنایم وپست های وزارت خانه هاباهم كلاویزشده آ نچه درتیوری آموخته بودند درعمل پیاده كردند ،گلب الدین حكمتیار رئیس حزب اسلامی وخدمتگار صادق آی.اس.آی پاكستان كه بانشان دادن صداقت ومهارت در تخریب افغانستان وكابل اول نمره شده بیشترین مقدار سلاح را ازدگروال یوسف و سایر مؤظفین نظامی پاكستان به دست می آورد همان درجه اول نمره گی خودرادرجنگهای داخلی افغانستان بخصوص دركابل حفظ نموده تاماه نوامبرسال ۱۹۹۶كه كابل به دست طالبان مزدور تازه دم پاكستان وامریكا افتاد گلب الدین حكمتیاروافرادتحت فرمانش راكت های ( سكر۶۰ ــ سكر۴۰ ــسكر۲۰ ــ ) خود را بسوی شهر كابل پرتاب مینمودند كه ساحه پروازهركدام به كیلومتر بقول راكت چی هامتـناسب بانمبرهایش بودوقدرت تخریبی بزرگ داشت.
دگروال یوسف میگوید: امریكائی ها(افسران سی۰آی۰ئی)آموزگاران نظامی پاكستان راآموزش نظامی میداد، معلمین نظامی پاكستان بنوبه خود مجاهدین رادركورسهای مشص آموزش امورنظامی وجنگ رایاد میداد ،درسال ۱۹۸۳سه هزارمجاهددردوكمپ تحت آ موزش نظامی قرارداشت ۰درسال ۱۹۸۶ویلیام كیسی رئیس سیاازسه كمپ آموزش نظامی بازدیدنمودوابرازخوشی كرد ) ۰ همین گفته های معاون استخبارات پاكستان مبین این واقعیت نیز هست كه امریكا وپاكستان درمقابله بااتحادشوروی درافغانستان هركدام باآنكه اهداف خاص خود راتعقیب مینموده تحت شعار (دین درخطراست)تندروان وبنیادگراهارابسیج ودرسازمانهای متعددگرد آورده به دست خودسنگ تهداب كانسرواتیزم وتروریزم رادرپاكستان گذاشته اند ، درسالهای جهادوجنگ علیه شوروی ، پاكستان به مهدپرورش اوباشان، قاتلان وسیه كاران تبدیل شده مسلمان های دارای عقیده راسخ به جهاد علیه كفاررانیزباآن مدغم ساخته معجون مركب سیاسی مذهبی راایجادنمودندو همه آنهارابا آموزشهای نظامی ویاددادن شیوه های قتل وترور ، تخریب وكشتاربه افغانستان سوق دادند ومسئله افغانستان به فاجعه قرن مبدل گردید ۰ آنروزها پاكستان ،امریكا،عربستان سعودی وهمسویان ایشان بامشاهده دودوآتش ، فریاد كودكان و زجه زنان افغانستان را كه زیرآتش باروت وراكت های دورمنزل افراد پرورش یافته دركمپ های نظامی پاكستان، ازطریق رسانه هامیشنیدندویا میدیدند خوشحالی مینمودندواین زجه وفریادهای زنان واطفال، واین دودآتش و باروت راكه فضای افغانستان را پركرده بود نوید پیروزی متحدان غربی وعلایم شكست شوروی ارزیابی میكردند وبادادن سلاح های مرگبارومخرب بیشتربه مجاهدین وتندروانیكه ازكشورهای دیگربه جنگ علیه شوروی درافغانستان استخدام گردیده این پروسه را تشدید میساختـند تاعلایم وزیگنال های روشنـتری مبنی برشكست و خروج قوای شوروی ازافغانستان بدست آورند ۰ اتحادشوروی درآن سالها درپهلوی تخطی ازمنشورملل متحد كه بدون مجوزشورای امنیت بعنوان جلوگیری ازحملات احتمالی ازخارج به افغانستان خودسرانه لشكركشی نموده علیه حكومتی كه درنتیجه انقلاب ۷ثور۱۳۵۷شمسی رویكار گردیده بودكودتانموده حفیظ اله امین رئیس جمهور وتعدادی ازكادرهای سیاسی نظامی رابه قتل رسانیده ا كثریت اعضای كابینه وشخصیت های نزدیك به حفیظ اله امین رابه زندان سوق داد ، تلاش داشت بحیث قوای اشغالگر باپیروی از میثاق های بین المللی به تامین امنیت وحفاظت ازجان ومال مردم افغانستان پرداخته جرم وصواب خودرا بیلانس نماید ودراین تلاش نیزناكام بودزیرا جنگ به تحریك ومداخله ازخارج روبه گسترش بود قوای نظامی شوروی كه برای نخستین باردرچند دهه اخیربه جنگ فرسایشی مواجه گردیده بود خودرادرباتلاق سیاسی نظامی افغانستان درحال فرورفتن میدیدگاهی درمقابل سبوتاژگران وجنگجویان آموزش دیده دربیرون مرزی جنوب وغرب افغانستان واكنش جدی نشان میداد وبه عملیات نظامی می پرداخت وگاهی بنام محل تجمع اشرا ربعضی خانه هارادرقراوقصبات زیر آتش توپخانه وبمبارد قرا رمیداد نتایجیكه ازینگونه عملیات بدست می آوردناچیزمیبودچنانچه امروزامریكا درعراق وجنوب افغانستان به این مشكل مشابه مواجه است۰حكومت برسر اقتدار زمان حضورشوروی درافغانستان نیزمطابق حكم كنوانسیون های ژینوكه دولت را مكلف به تامین امنیت ورفاه اجتماعی میسازد زیرچترحمایه نیروهای اتحاد شوری آنچه میتوانست برای كاهش دادن میزان حملات وحشیانه وجلوگیری ازتخریبات تاسیسات مهم اقتصادی وفرهنگی وآسیب رسانیدن به روستاهاوساكنین آن تدابیر سیال ضروری مطابق خواست شرایط زمانی ومكانی روی دست میگرفت مثلیكه امروز همینگونه تدابیر درمقابله باسبوتاژ ، تخریب وكشتار علیه شورشیان مخالف دولت ازطرف حكومت های افغانستان وعراق زیرچترحمایت نیروهای امریكاصورت میگیرد ۰ بعضی ازهموطنان ماباسطحی نگری ویا باقرارگرفتن درزیر تاثیر تعصب وخصومت های ایدیولوژیكی برای انداختن تمام بار مسؤلیت بدوش حكومت ملی دموكراتیك افغانستان كه بعد از انقلاب ۷ثور۱۳۵۷شمسی رویكار گردید مقابله حكومت را دربرابر آشوب هرات كه درپیوندبا اغواگران داخلی ازخارج سازمان داده شده بود گناه بزرگ میشمارندوحتٰی آنرابدون احساس مسؤلیت جنایات جنگی وانمود مینمایند درحالیكه دفاع ازتمامیت ار ضی كشور، تامین وحفظ امنیت ملی وظیفه دولت است ۰چنانچه بحیث تجارب عینی دیدیم وشنیدیم كه وقتی بتاریخ ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱میلادی تروریستان وخرابكاران به واشنگتن ونیویارك حمله نمود مقامات امریكابنام حفاظت ازامنیت ملی ودفاع ازتمامیت ارضی كشور ازفاصله (بیشتراز۱۶۰۰۰كیلومتر )دورازمحل حادثه وفاجعه بمنظورخشكانیدن ریشه ها ومنابع این عمل تروریستی به افغانستان درهفتم اكتوبر۲۰۰۱ وبه عراق در۱۹مارچ۲۰۰۳حمله وآنهارا اشغال نمودواین دوكشوررازیرنظارت وكنترول خودگرفت درحالیكه حكومت آن وقت هیچگاه چشم به خاك دیگران ندوخته بودصرفا مصروف تامین امنیت ومقابله با مهاجمین سازمان یافته ازخارج درداخل افغانستان بود ۰
هموطنان سطحی نگرمامتوجه باشندكه هیچ حكومت وهیچ دولت درمقابل شورشیان مسلح تحت فرمان خارجی هاكه بحیث مزدوران خرابكار درمقابل دولت ، كشوروملت عمل نمایددست به الاشه وخاموش نمی نشیند وبا این مزدوران مسلح خارجی مقابله مینماید گروه های مسلح شورشی بهر نام وعنوانیكه جنبیده اند به واكنش دولت موا جه شده اند واكنش هنددرمقابل شورشیان كشمیرـ واكنش روسیه درمقابل شورشیان چیچین ـسركوب شورشیان طالبان درجنوب افغانستان وسركوب شورشیان عراق توسط امریكائی ها مثال های روشن این گفته هااست ۰فعلا پیش چشم ماجریان دارد ۰ پایان قسمت اول